مهندس کوچک، مسیر بزرگ اثر نفس سلیمانی
صبح روز دفاع، هوا هنوز نیمهتاریک بود و سکوت سنگین شهر روی خیابانها نشسته بود.فرزانه پشت پنجرهی اتاقش ایستاد. پرده را کنار زد و به آسمان کمرنگ نگاه کرد. چشمانش را ...
صبح روز دفاع، هوا هنوز نیمهتاریک بود و سکوت سنگین شهر روی خیابانها نشسته بود.فرزانه پشت پنجرهی اتاقش ایستاد. پرده را کنار زد و به آسمان کمرنگ نگاه کرد. چشمانش را ...