» جملاتی از کتاب عشق،رقصِ زندگی اثر اوشو
اگر احساس کسالت میکنی باید مسیر زندگی خود را عوض کنی .
تو فقط در مقابل خودت و خدای خودت مسئولی .
نیلوفر آبی قبل از شکوفا شدن باید از میان لجن مرداب بگذرد
هر اتفاقی که میافتد چه غم چه اندوه بدون تو برای بزرگ شدنت به آن نیاز داشتی..
معصومیت گنجی است بسیار گرانبها.
اطراف تو انسانهایی هستند که منافعشان در این نهفته است که نگذارند تو طعم واقعی زندگی را بچشی زیرا در غیر این صورت نمیتوانند تو را استثمار کنند.
اگر زیادی فکر کنی در لحظه حال زندگی نمیکنی فکر برای آینده یا گذشته است.
آنچه را که مهم است به سگها بده و مرواریدهایت را به خوکها ببخش چون آن چیزی که مهم است بخشیدن است مهم نباشد چه چیزی میبخشی یا به چه کسی میبخشی ..
انسانها را بدون نیاز به تشکر یا تلافی کردن دوست بدار..
در دیگران به دنبال کمال نباش، مردم عادی هم لیاقت عشق را دارند. عشق معامله نیست ..
زندگی معنوی پر از عشق و آگاهی و شفقت است.
زندگی همینطور که هست کافی و کامل است.
یک انسان شاد واقعی کسی است که در خود و با خویش راضی است و تنها تعلق او وجود حقیقی خودش است.
حقیقت چیزی است که ما خودمان آن را تجربه میکنیم.
حسادت احساس مالکیت و احساس چسبیدن به دیگران باید کاملاً حذف شود.
هرگونه که با هستی برخورد کنی، هستی هزاران بار قویتر به همان صورت با شما برخورد خواهد کرد.
انسان بودن خود را رها کنید و به الهی شدن فکر کنید..
این تصور که من بزرگ هستم یا من برای خودم کسی هستم احمقانهترین تصوریست که هر کسی میتواند داشته باشد..
نیاز به جنگ بیرونی و درونی نیست باید یاد بگیری بدون درگیری زندگی کنی.
۹۷/۹/۱۳

وبلاگ نِت بوک