» جملاتی از کتاب زبان از یاد رفته دل اثر اوشو
بی پروا بخوان ،نگران نباش که دیگران فکر کنند تو دیوانه هستی، تا زمانی که دنیا آوازه خوان را دیوانه نپندارد، او ابداً یک آوازخوان نیست. تا زمانی که دنیا یک رقصنده را با زور به تیمارستان روانه نکند، به او گواهی نبخشیده است. دنیا با تمام نوابغ چنین برخورد کرده است. این مردمان بیچاره، اشکالی پیدا کرده اند.
بودن آنگونه که نمیخواهی باشی، بودن با کسی که نمیخواهی با او باشی و انجام کاری که نمیخواهی انجام دهی، پایه و اساس تمام مصیبتهای شماست.
من خودم خواهم بود. به هر قیمتی. چه مورد سرزنش باشم، چه قبولم نکنند و به من احترام نگذارند.
با انتقاد کردن از دیگری، احساس برتری میکنی، با شکایت کردن از دیگران احساس میکنی که بالاتر از آنان هستی. این برای نفس ارضا کننده است .
هیچکس زحمت تحسین کیفیت خوب را در دیگران به خودش نمیدهد. هیچکس حاضر نیست کمک کند تا آن کیفیت رشد کنند. همه میترسند، اگر همه رشد کنند، پس او چی؟ تمام توجه او این است که نفس خود را بزرگتر کند و آسانترین راه شکایت و و انتقاد است.
از ذهن پرهیز کن. ذهن فقط نزاع را میشناسد. حتی وقتی هم نزاع هم نیست، ذهن آن را میسازد .حتی وقتی مشکلی نیست ذهن آن را میسازد. ذهن بدون مشکلات قادر به زندگی نیست..
هرگز کاری را که از آن لذت نمیبری انجام نده.
من به تو میگویم که تو پیشاپیش همان جایی که میخواهی باشی هستی، تو پیشاپیش همانی که میخواهی بشوی هستی .شدن یک مرض است. تو یک موجود هستی. تو نباید چیزی بشوی. ولی چون در تمامی زندگیت تلاشگر سخت بودهای و به هرچه که خواستهای رسیدهای، این فقط همان عادت قدیم است.
همه به هدف میاندیشند و کسانی که همواره به هدف میاندیشند شکست خواهند خورد. زیرا اینها هدف نیستند، اینها پیشاپیش در وجود تو هستند .پس هرچه بیشتر برای گرفتن آنها بدوی، بیشتر از آنها دور میشوید.
به خویشتن آمدن یک سفر نیست ،بلکه تنها ترک کردن تمام تلاشها، اهداف و شدنهاست.
فقط از هر که هستی در هر کجا که هستی لذت ببر.
انچه تو نیاز داری این است که ساکت بنشینی و هیچ کاری نکنی. بهار خواهد آمد و علفها به خودی خود میرویند. خودت باش، بدون قضاوت کردن، بدون سرزنش کردن.
۹۸/۱/۱۲

وبلاگ نِت بوک