» جملاتی از کتاب تمرین نیروی حال اثر اکهارت توله

جملاتی از کتاب تمرین نیروی حال اثر اکهارت توله

مسئله‌این نیست که از ذهن خود استفاده نادرست می‌کنید ،بلکه این است که به طور معمول اصلاً از آن استفاده نمی‌کنید. ذهن از شما استفاده می‌کند. بیماری این است شما معتقد هستید که ذهن خود هستید و این یک توهم است. ابزار شما را تسخیر کرده است، مانند آنکه موجود دیگری شما را تسخیر کرده باشد و شما ندانید و در نتیجه آن موجود را خود بپندارید. آزادی با درک این نکته آغاز می‌شود که شما آن موجود، یعنی فکر کننده نیستید .دانستن این موضوع شما را قادر می‌سازد تا آن موجود را تماشا کنید .همین که شروع به تماشای فکر کننده نمایید سطح بالاتری از آگاهی فعال می‌شود.


۱. به صدای درون سر خود گوش دهید و به عنوان شاهد حضور داشته باشید. هنگامی که به آن صدا گوش می‌دهید بدون تعصب گوش کنید، یعنی داوری نکنید آنچه را می‌شنوید قضاوت یا محکوم نکنید.


۲. در زندگی روزمره، کاری را که به طور معمول فقط به منظور رسیدن به نتیجه‌ای انجام می‌دهید با توجه کامل انجام دهید. تا خود آن کار به نتیجه مبدل شود. هر بار از پله بالا و پایین می‌روید. به هر گام، هر لحظه و حتی هر نفس با دقت توجه کنید. به طور کامل در حال باشید. هنگام شستن دست به تمامی دریافت‌های حسی مربوط به این کار توجه کنید صدا و احساس آب ،حرکت دست‌ها، عطر صابون و مانند این‌ها. هنگامی که سوار اتوموبیل می‌شوید پس از آنکه در را بستید چند ثانیه تحمل و بر جریان تنفس خود تمرکز کنید نسبت به احساس آرام و در عین حال نیرومند حضور در حال هوشیار شوید .میزان موفقیت شما در این تمرین مقدار آرامشی است. که درون احساس میکنید.


برای نفس لحظه و حال وجود ندارد و فقط گذشته و آینده مهم به نظر می‌رسد. نفس می‌گوید یک روز وقتی این یا آن پدیده رخ دهد من راضی خوشحال و آرام خواهم بود.


فکر دروغ می‌گوید و احساس حقیقت را بیان می‌کند.


۳. عادت کنید از خود بپرسید در این لحظه در درون من چه می‌گذرد اما خود را تجزیه و تحلیل نکنید. فقط نگاه کنید.


شما در اینجا و اکنون هستید، در حالی که ذهنتان در آینده است. این اختلاف موجود شکافی اضطراب آور می‌شود. اگر خود را با ذهن یکی بدانید و ارتباط خود را با نیرو و سادگی حال از دست بدهید آن شکاف اضطراب آور همدم همیشگی شما خواهد بود.


۴.مواظب هر نوع تدافع درونی باشید از چه دفاع می‌کنید یک هویت توهمی؟ یک تصویر ذهنی ؟یک وجود تخیلی؟ به این ترتیب تمامی جر و بحث‌ها و بازی‌های قدرت که برای روابط بسیار مخرب هستند پایان می‌گیرد.


۵ .از خود بپرسید آیا در کاری که انجام می‌دهم نشاط آسودگی و سبکی وجود دارد؟ اگر وجود ندارد پس زمان لحظه حال را پوشانده است و زندگی به صورت فشار و تقلا درک می‌شود. چنانچه در کاری که انجام می‌دهید نشاط آسودگی و سبکی وجود ندارد لزومی ندارد کار خود را تغییر دهید.شاید تغییر چگونگی کافی باشد. ببینید آیا می‌توانید به کار خود بیش از نتیجه حاصل از آن توجه کنید توجه کامل خود را به آنچه این لحظه فراهم آورده است معطوف نمایید.


نگران حاصل کارتان نباشید فقط بر خود کار متمرکز باشید نتیجه به خودی خود خواهد آمد.


آیا شما یک منتظر همیشگی هستید؟

انتظار یک حالت ذهنی است و در اصل به این معناست که شما آینده را می‌خواهید و اکنون را نمی‌خواهید آنچه را دارید نمی‌خواهید و آنچه را ندارید می‌خواهید.


عشق حالتی از وجود است، عشق شما در بیرون نیست، بلکه در اعماق وجود شماست. نه شما می‌توانید عشق را از دست بدهید و نه عشق می‌تواند شما را ترک کند .عشق به هیچ شخص و شکل حاضری دیگر وابسته نیست.


مقاومت درونی را مشاهده کنید .به دلبستگی خود به درد بنگرید. بسیار هوشیار باشید .لذت عجیبی را که از ناخوش بودن می‌برید مشاهده کنید ببینید که چه بی‌اختیار میل دارید درباره آن فکر کنید یا سخن بگویید اگر این کار را آگاهانه انجام دهید مقاومت فرو می‌ریزد.


هر چیزی در برابر نور نشان داده می‌شود و هرچه در برابر نور قرار بگیرد خود نور می‌گردد


اگر شما در روابط خود هم عشق و هم متضاد آن یعنی حمله ،خشونت عاطفی و مانند این‌ها را تجربه می‌کنید به احتمال زیاد وابستگی نفسانی و چسبیدن معتاد گونه را با عشق اشتباه گرفته‌اید. نمی‌توان یار خود را یک لحظه دوست داشت و لحظه بد به او حمله کرد. عشق حقیقی هیچ متضادی ندارد .اگر عشق شما متضادی دارد، پس عشق نیست، بلکه یک نیاز نفسانی شدید به درک عمیق‌تر و کامل‌تر از خود است. نیازی که فرد مقابل به طور موقت برآورده می‌سازد این احساسی است که نفس جایگزین رهایی می‌کند و برای مدتی کوتاه تقریباً همان احساس رهایی را به شخص می‌دهد. هنگامی فرا می‌رسد که یار شما به گونه‌ای رفتار می‌کند که نیازهایتان یا بهتر بگویم نیازهای نفستان را برآورده نمی‌سازد در این زمان احساس ترس ،درد و کمبود که اجزای جدایی ناپذیر آگاهی هستند و توسط رابطه عاشقانه پوشیده شده بود دوباره ظاهر می‌شوند.


چه تنها زندگی کنید چه شریکی در زندگی داشته باشید راه حل این است حاضر بودن و تقویت خود از طریق توجه هرچه عمیق‌تر بر حال


چرا به جای دوری از روابط یا دویدن در پی شریک آرمانی موهوم که قرار است مسائل ما را حل کند و به ما خوشنودی خاطر بدهد با شریک موجود هم یاری نکنیم ؟با درک و پذیرش واقعیت‌ها تا حدودی از آنها رها می‌شویم.


هرگاه رابطه شما به خوبی پیش نمی‌رود هرگاه این رابطه دیوانگی شما و یارتان را پدیدار می‌کند ،شادمان باشید زیرا آنچه در ناآگاه پنهان بود اکنون به روشنایی آمده و فرصتی برای رهایی ایجاد شده است.


هر لحظه نسبت به آن لحظه دانا بوده به ویژه متوجه حالت درونی خود باشید .اگر خشم وجود دارد بدانید که خشم وجود دارد .اگر حسادت، حالت تدافعی، نیاز به جر و بحث و محق بودن ،کودکی در درون که مهر و توجه می‌طلبد یا هر نوع درد عاطفی وجود دارد هرچه هست، حقیقت آن لحظه را بدانید و آن دانسته را در نظر داشته باشید.


اگر رفتار ناآگاهانه‌ای در شریک زندگی خود مشاهده می‌کنید آن را در آغوش پرمهر دانستن بگیرید تا واکنش نشان ندهید.

اگر به هر شکلی به ناآگاهی شریک زندگی‌تان واکنش نشان دهید خود ناآگاه می‌شوید


اگر در روابط دنبال نجات و خوشبختی باشید، بارها و بارها مأیوس خواهید شد .اما اگر بپذیرید که هدف از رابطه آگاه شدن است نه شاد شدن آنگاه خود را با آگاهی والاتری که می‌خواهد در این جهان زاده شود هماهنگ می‌کنید آنگاه که به الگوهای قدیمی چسبیده اید دچار رنج و درد، خشونت ،سردرگمی و جنونی بیش از پیش می‌شوند.


مهم نیست اگر شریک زندگی‌تان با شما همکاری نکند. شعور یا آگاهی فقط از طریق شما می‌تواند به دنیا بیاید .لازم نیست صبر کنید تا جهان با شعور شود یا شخص دیگر آگاه شود تا بتوانید روشن بین گردید. زیرا در این صورت ممکن است تا ابد منتظر بمانید. یکدیگر را به ناآگاه بودن متهم نکنید .همین که شروع به جر و بحث می‌کنید خود را یک دیدگاه ذهنی می‌پندارید و نه تنها از آن دیدگاه که از آنچه خود می‌انگارید به دفاع می‌پردازید .در این وضعیت نفس اختیار را به دست می‌گیرد و شما ناآگاه می‌شوید.


دانا بودن فضای شفافی را برای حضور پرمهر ایجاد می‌کند و این امکان را می‌دهد که همه چیز و همه کس همان گونه که هستند باشند.


بیاموزید که بدون سرزنش کردن احساس خود را ابراز کنید. بیاموزید که با حالتی گشوده و غیر تدافعی به یار خود گوش کنید به شریک زندگی خود فضای ابراز وجود بدهید. حاضر باشید به این ترتیب متهم کردن، دفاع کردن ،حمله کردن و همه الگوهای تقویت یا حمایت نفس و برآورده ساختن نیازهای نفس بی‌اثر می‌شوند. ایجاد فضا برای خود و دیگران بسیار مهم است. عشق نمی‌تواند بدون این فضا شکوفا شود.


اگر وابستگی شما از بین برود .شادی بی هیچ تلاش و تقلایی به سویتان می‌آید و شما آزاد هستید. از آنها لذت ببرید و قدرشان را بدانید. بی‌تردید همه این چیزها نیز می‌گذرند چرخه‌ها می‌آیند و می‌روند اما هنگامی که وابستگی شما قطع شده باشد دیگر ترسی از نداشتن ندارید در این حالت زندگی به راحتی جریان می‌یابد.


همه مقاومت‌های درونی به صورت نوع احساسی منفی تجربه می‌شوند. تمامی عواطف منفی مقاومت هستند.


هرگاه در می‌یابید که حس‌های منفی در شما اوج می‌گیرد خواه از طریق عامل بیرونی، خواه فکر باشد یا حتی اگر به نظر شما دلیل خاصی نداشته باشد. آن را به صورت هشداری بپذیرید که می‌گوید توجه !اینجا و اکنون، بیدار شو .از ذهنت خارج شو و حاضر باش .حتی کوچک‌ترین آزردگی اهمیت دارد و باید به آن توجه کرد .در غیر این صورت واکنش‌های نادیدن نادیده گرفته شده روی هم انباشته می‌شوند.


تمرین کنید .ساکت در خانه نشسته‌اید که ناگهان آژیر گوش خراش در خیابان بلند می‌شود و شما ناراحت می‌شوید

هدف از این ناراحتی چیست ؟هیچی .چرا آن را به وجود آوردید ؟شما کاری نکردید .ذهن این کار را کرد. چرا ذهن آن را ایجاد می‌کند؟ چون دچار توهم می‌شود که با ایجاد مقاومت می‌تواند مسئله را حل کند.


❌️آنچه را که هست بپذیرید تا به آرامش برسید.


❌️یکی از تمرین‌های معنوی آن است که به مرگ خود و اطرافیان فکر کنیم.


❌️تسلیم به معنای فرو ریختن مقاومت درونی در برابر وضعیت موجود است.


❌️حضرت مسیح ببینید، گل‌ها چگونه رشد می‌کنند. آنها نه عرق می‌ریزند و نه دور خود می‌پیچند.


اگر با رفتار ناآگاهانه دیگران بجنگید یا در برابر آن مقاومت کنید خودتان ناآگاه می‌شوید.


هنگام جر و بحث اول ببینید چه اندازه حالت تدافعی به خود گرفته‌اید و نیروی ستیزه جویی خود را در آن هنگام که شما نیز به موقعیت شخص مقابل حمله می‌کنید، احساس کنید

وابستگی به آرا و عقاید خود را مشاهده کنید. انرژی ذهنی عاطفی نهفته را در ورای نیاز به برحق بودن و دیگری را فداکار جلوه دادن احساس کنید این انرژی ذهن خودکامه است.


اگر احساس کردید که بسیار سبک ،روشن و کاملاً آرام شده‌اید این علامت قطعی و نشانگر آن است که شما به راستی تسلیم شده‌اید.

کیمیاگر شوید و مس را به طلا و درد و رنج را به آگاهی و ناکامی را به روشن بینی مبدل کنید.


هیچ کدام از کارهایی که در مورد شما انجام داده‌اند یا شما انجام داده‌اید نمی‌تواند کوچک‌ترین تاثیری بر جوهر تابناک وجودتان داشته باشد


ذهن فرمانروای دروغین است


۹۸/۹/۲


نظرات
arrow صنم
خیلی مفید بود
فرم ارسال نظر