» جملاتی از کتاب وقتی خدادرمانگر تو باشد اثر دیوید جی لیبرمن
کوارکها -ذرات زیر اتمی سازنده اتمها و جهان هستی- دو ویژگی منحصر به فرد دارند:
1. این ذرات هنگام دیده شدن تغییر میکنند
2. در آن واحد میتوانند در دو مکان مختلف ظاهر شوند مشاهده یک رویداد آن را تغییر میدهد.
سه نیروی درونی در بشر وجود دارد که اغلب با هم در جدال هستند .تن، منیت و وجدان .تن ،میخواهد آنچه لذت بخش است انجام دهد. منیت ،میخواهد آنچه خوب جلوه میکند را انجام دهد و وجدان میخواهد آنچه حقیقتاً خوب است را انجام دهد.
اگر بر خودمان تسلط داشته باشیم و مسئولانه عمل کنیم ،هیچگاه نباید از کسی یا چیزی عمیقاً آزرده شویم.
ما قربانی هیچ چیز جز رفتار خودمان نیستیم. زیرا چیزی بر ما اثر نمیگذارد، این ما هستیم که بر همه چیز اثر میگذاریم.
در ورای عواطف و احساسات ما اغلب به اشتباه افکارمان را جایگزین واقعیت میکنیم.
وقتی کسی با ما بدرفتاری میکند تنها به این معناست که شخص مزبور دل خوشی از خودش ندارد ،نه اینکه ما مشکلی داریم.
وقتی فردی ایثار و از خود گذشتگی میکند و نیازها و حتی زندگیاش را فدای دیگران میکند ،احساس میکنیم بغض گلویمان را میفشارد چرا؟ زیرا آن فرد من خود را رها کرده است او به نفع دیگری از خود گذشته است.
وقتی هیچ اتفاقی برای ما نمیافتد به جای اینکه شکرگزار باشیم. مثلاً از وضعیت ترافیک شکایت داریم؟
عزت نفس سالم باعث میشود که فرد به اشتباهات خود پی ببرد بی آنکه خود یا دنیا را ملامت کند.
کسی که از لحاظ روانی ناسالم است در اختلافها چنین واکنشی نشان میدهد (تو اشتباه میکنی) یا خب من اینجوری هستم دیگه ...چندان جایی برای من اشتباه کردم و پذیرش مسئولیت شخص وجود ندارد چنین شخصی دنیا را وارونه جلوه میکند.
چهار مرحله سوگواری :انکار ،خشم ،افسردگی و پذیرش .
سه مرحله اول ناشی از منیت است.
به قول شکسپیر در نمایشنامه هملت:
بالاتر از همه با خودت روراست باش
❌️وقتی حقیقتی را درباره خود یا زندگیمان بیکم و کاست بپذیریم، دیگر لازم نیست خودمان را از آن مخفی کنیم. بدین ترتیب دیگر برایمان مهم نیست چه کسی به آن پی ببرد یا از آن خبردار شود و نمیگذاریم آن حقیقت دست و پایمان را ببندد .در این مقطع ترسهایمان از بین میرود. اینکه خود را فرد کاملی ببینیم هیچ ایرادی ندارد این نگرشی سالم و صادقانه است و خیلی فرق دارد با کسی که کاستیهای خود را میبیند و خود را به واسطه آن فرد بیارزشی قلمداد میکند .اشخاص کوردل و کسانی که نمیتوانند فراتر از خود را ببینند از دیدن حضور خداوند در عالم عاجزند .دقیقاً به همین دلیل است که خداوند حقیقت را نشانمان میدهد اما مستقیماً خود را نشانمان نمیدهد .تا وقتی خودمان را نپذیریم نمیتوانیم ورای خود را ببینیم زیرا به شدت درگیر قضاوت ملامت و تحریف دنیای خود هستیم.❌️
کیفیت زندگی عاطفی ما رابطه مستقیم با میزان مسئولیت پذیری ما دارد
برای کسب بالاترین سطح رضایت خود شکوفایی باید مسیری را دنبال کنیم که دل و جانمان تمنا میکند.
قانون اول نیوتون حاکی از این است که جسم متحرک تمایل دارد به حرکت خود ادامه دهد ،اما نیروی اصطکاک آن را از حرکت باز میدارد و آنچه مانع رشد ما انسانها میشود عدم صداقت است.
سختی و مصیبتهای زندگی برای این است که ما را هوشیار و به مسیر درست هدایت کند.
تحقیقات نشان میدهد که لبخند زدن فشار خون را به صورت چشمگیری کاهش میدهد.
تا به حال شده با شخصی که دوستش ندارید گپی دلچسب بزنید؟ یا پیش آمده که یک ساعت یا یک روز کامل را با کسی سپری کنید که به اصطلاح روی اعصابتان راه میرود؟ خیلی زجر آور است مگر نه؟ حال تصور کنید که با این شخص زیر یک سقف زندگی کنید و آن شخص خودتان باشید ..برای کسی که از خودش خوشش نمیآید همه چیز دنیا زجرآور است.
اندرزی قدیمی میگوید آدمی باید دو تکه کاغذ در جیبش داشته باشد: یکی من چیزی بیش از خاک نیستم و دیگری دنیا فقط برای من آفریده شده است.
خداوند فرموده است که اگر ما دیگران را ببخشیم او هم گناهان ما را خواهد بخشود .در حقیقت این روند باعث پاک شدن خطاهای گذشته و جلای روح میشود.
اعمال ما نباید وابسته به واکنش طرف دیگر رابطه باشد ،همچنین رفتار ما نباید ناشی از این احساس باشد که آیا طرف مقابل لایق عشق و محبت ما هست یا نه؟
کسی که با خود و دیگران در صلح است انسانی کامل است
هر اتفاقی که در زندگی میافتد میبایست عملاً از خود بپرسیم خداوند به این وسیله چه پیامی میخواهد به من بدهد؟
بنابر قانون دوم نیوتون نیرو برابر است با جرم در شتاب f=ma این معادله رابطه بین نیرو و حرکت را نشان میدهد .اساساً هرچه جسمی سبکتر باشد، سریعتر شتاب میگیرد .این معادله از لحاظ عاطفی و احساسی هم صدق میکند. یعنی هرچه بار احساسات منفی ما کمتر باشد سریعتر پیشرفت میکنیم.
با تغییر نگرش گذشته هم تغییر میکند. باید این احتمال را در نظر بگیریم که شاید معنایی که به رویدادها نسبت دادهایم واقعی نباشد و احساسی که بر اساس رفتار والدین یا هر کس دیگری نسبت به خودمان داریم ،شاید بر پایه نتیجهگیری نادرستی شکل گرفته باشد .ما پیوسته تجارب دردناک را با ربط دادن جعلی و خیالی یک واقعه با احساساتمان زنده و تقویت میکنیم.
همچنان که ظرفیت پذیرش ما افزایش مییابد خداوند نعمات بیشتری را به ما ارزانی میدارد خداوند به اندازه ظرفیت و توانایی پذیرش ما نعمات و برکات خودش را به ما عطا میکند.
در تمامی ادیان الهی از تواضع تحت عنوان دروازه سلامت عاطفی ،رشد روحانی و روابط مثبت یاد شده است.
رهبران بزرگ تلاش میکنند به افرادشان نشان دهند چگونه خود را باور کنند، نه ایشان را. وقتی به تک تک پیروان احترام بگذارید و با آنها مهربان باشید. جذبه در شما ایجاد میشود که یکی از ویژگیهای رهبران بزرگ است برای این منظور به جای آنکه خودتان را بزرگ و با عظمت جلوه دهید باید به مردم نشان دهید که خودشان چقدر بزرگ هستند.
بر اساس تحقیقات کسانی که تمام هم و غمشان پول موفقیت ،شهرت و زیبایی ظاهری است. نسبت به کسانی که در پی روابط سالم، افزایش مهارتها و شرکت در فعالیتهای اجتماعی هستند رضایت و خوشنودی کمتری دارند.
قانون دوم ترمودینامیک گویای این است که هر نظام بستهای به تدریج محکوم به زوال است .به بیان سادهتر هر موجودی اگر از محیط خارج خود تغذیه و تقویت نشود عاقبت نابود میشود.
وقتی به مرتبهای برسیم که اعمال صحیح و شایسته را به صورت ذاتی و خودجوش انجام دهیم و نه از روی تظاهر و ریا میتوانیم خود را به ذات اقدس الهی نزدیک کنیم.
۹۸/۹/۶

وبلاگ نِت بوک