» جملاتی از کتاب مائده های زمینی اثر آندره ژید
هر آفریدهای نشانی از خداست، اما هیچ یک او را از پس از پرده بیرون نمیاندازند. همان دم که نگاه ما بر آفریدهای خیره شد ،او ما را از خدا برمیگرداند.
من به شادی بدن خود را می آزردم، زیرا در مجازات لذت بیشتری در مییافتم تا در گناه .
بس که به شدت سرمست این غرور بودم که به سادگی گناه نکنم.
به خویشتن بگو که تنها خداست ،که موقتی نیست.
بگذار زیبایی در نگاه تو باشد، نه در آنچه که میبینی
❌️باید بی آنکه در نیک و بد کار خود قضاوت کنیم، رفتار نماییم باید دوست بداریم بی آنکه در پی خوبی یا بدی آن باشیم..
❌️حفظ و مواظبت زندگی هر کس را به خودش واگذار.
❌️فهمیدن یعنی خود را به عمل قادر دانستن ،هرچه بیشتر انسانیت را به عهده خود گرفتن.
هر انتظاری در تو باید حتی میل هم نباشد، بلکه حالتی برای پذیرش باشد .در انتظار آن باش که برایت پیش میآید اما جز آنچه را که پیش میآید مخواه. میل جز آنچه را داری
نداشته باش. این را بدان که هر لحظه از روز تو قادر به تملک تمامیت خدا هستی. باید که میل تو از عشق ناشی شود و تملکی که به جا میآوری عاشقانه باشد زیرا میلی که موثر نباشد ،چه میتواند بود؟؟؟ چه ؟؟؟؟
تو خدا را مالکی و از آن بیخبر...
مالک بودن خدا یعنی او را دیدن، اما خدا را نگاه نمیکنند .فقط خداست که نمیتوان انتظارش را کشید. اگر در انتظار خدا باشی، یعنی که هنوز نمیدانی که خدا در توست .خدا را از خوشبختی جدا مدان و تمام خوشبختیت را در یک لحظه.
باید که دید تو از جهان هر لحظه نو باشد. خردمند آن است که از هر چیز به شگفت آید.
تمام دردسر تو از تنوع سرمایههای توست و حتی نمیدانی کدام یک از سرمایههای خود را بین آنها ترجیح میدهی و نمیفهمی که یگانه سرمایه در این جهان خود زندگانی است و کوچکترین لحظه زندگی باز هم نیرومندتر از مرگ و منکر اوست .مرگ جز مجالی برای پیدایش زندگانیهای دیگر نیست تا همه چیز مدام نو گردد تا هیچ صورتی از زندگانی بیش از آنچه برای خودنمایی لازم است آن را در بند نگه ندارد .
❌️خوش آن لحظهای که سخن تو طنین میافکند. باقی وقت را فقط گوش بده .اما هنگامی که به سخن درآمدی دیگر گوش مکن.
برای من کافی نیست که بخوانم شنهای ساحل نرم است .میخواهم با پای برهنه آن را حس کنم. هر معرفتی که پیش از آن احساسی وجود نداشته باشد ،برایم بیهوده است.
ناتانائیل هرگز در طلب آبهایی که در گذشته نوشیدهای مباش، هرگز گذشته را در آینده مجوی .تازگی شباهت ناپذیر هر لحظه را درک کن و شادیهای خود را از پیش آماده مساز و یا بدان آنجایی که آن را آماده ساختهای شادی دیگری به سراغت خواهد آمد.
خدایت را بر مردمان ترجیح بده
❌️ناتانائیل هر چیزی به موقع خود فرا میرسد و هر چیزی از احتیاج به آن زاییده میشود به این ترتیب هیچ چیز جز احتیاجی تجسم یافته نیست.
❌️من نمیخواهم خردمندی دیگری جز خود زندگی به تو بیاموزم زیرا اندیشیدن خود اضطراب بزرگی است..
ای ناتانائیل از بسیاری چیزها میتوان صرف نظر کرد .روان هرگز به حد کافی خالی و وارسته نشده است تا به قدر کافی از عشق و امید و انتظار که تنها دارایی حقیقی ماست سرشار گردد.
ناتانائیل بعداً راجع به تکوین درد آلود گیاهان اندیشه خواهیم کرد (کوشش گیاه برای بیرون آمدن از دانه قابل ستایش است )اما اینک از اینکه هر تکوینی با میل و شهوت همراه است به شگفت درآییم. میوه با طعم احاطه میشود و هر پشتکاری برای زندگی کردن از لذت ،گوشت میوه ،نتیجه خوش طعم عشق است.
وضع خودت را جستجو کن .انچه را دیگری میتواند مانند تو انجام دهد، انجام مده و هرچه را دیگری میتواند مانند تو بگوید و یا بنویسد مگو و ننویس. در وجود خویش به آن چیز علاقه داشته باش که احساس میکنی در هیچ جا جز در تو نیست و از خویشتن باشکیبایی یا ناشکیبایی موجودی بیافرین که هیچ وجودی جانشین آن نتواند باشد.
❌️به نام دین است که انسان میمیرد و به نام دین است که انسانها را میکشند. میل به دانستن از شک کردن زاییده میشود. از باور کردن دست بردار و چیز بیاموز.
تملک کامل فقط با بخشش اثبات میشود ،هرچه نتوانی ببخشی مالک توست.
اگر روح ما دارای ارزشی است از آن روست که بیش از روح دیگران سوخته است.
فلز خالص و بدون مواد زائد را از سنگ معدن بیرون میآورند این انسان را که در انتظارش هستی ،از خود بخواه و او را از خود بیرون آور .جرات داشته باش همان که هستی بشوی. به ارزانی خودت را بیحساب فرض مکن .در هر موجودی امکانات قابل ستایشی هست .به نیرو و جوانی خود اطمینان داشته باش. بکوش همواره به خود بگویی تنها به خودم بستگی دارد.
❌️ثروتی که باعث محرومیت دیگری شود، نمیخواهم. اگر جامه پوشیدنم به بهای برهنگی دیگری تمام شود ،برهنه میشوم.
در پس همه درهای بسته تو ،خدا ایستاده است .همه شکلهای خدا دوست داشتنی است و همه چیز شکل خداست.
ای روح من به هیچ اندیشهای دلبند نباش.
تاسف از کارهای نکرده است که مرا آزار میدهد.
❌️از کجا میفهمی که میوهای رسیده است؟؟ از آنجا که میبینی از شاخه جدا میشود .همه چیز برای هدیه شدن میرسد و پخته میگردد و به کمال نمیرسد مگر با اعطا و بخشایش..
از سرزنش دیگری که با تو فرق دارد خودداری کن.
بیماری شگفت انگیزی است که همان خواستن چیزی است که انسان ندارد.
۰۲/۵/۵

وبلاگ نِت بوک