» جملاتی از کتاب جین ایر اثر شارلوت برونته

جملاتی از کتاب جین ایر اثر شارلوت برونته

کسی که از مزرعه ای قشنگ عبورش می دهند

تا به چوبه ی دار برسد

به گل هایی که در مسیرش می خندند فکر نمی کند

بلکه به سکو و تیغه ی تبر فکر می کند..


عهد جدید را بخوان و ببین مسیح چه می‌گوید و چه طور رفتار می‌کند، سخنان او را آویزه گوشت کن و رفتارش را سرمشق خودت قرار بده.” “او چه می‌گوید؟" “دشمنان خود را دوست بدارید. برای کسانی که به شما بد می‌گویند برکت بطلبید. با کسانی که از شما نفرت دارند و به شما کینه می ورزند مهربان باشید.”


بچه ها احساس دارند

اما نمی توانند احساس های خود را حلاجی کنند

اگر هم تا حدودی در فکرشان بتوانند حلاجی کنند

باز نمی دانند نتیجه ی این حلاجی را چطور باید با الفاظ بیان کنند.


احساسات بدون تعقل در واقع مثل یک داروی آبکی و بی مزه است و از ان سو تعقل عاری از احساس هم مثل لقمه بدمزه و ناگواری است که نمی‌توان ان را بلعید.


هیچ حماقتی بالاتر از این نیست که انسان تحت تأثیر رقابت های ابلهانه جامعه، افکار شهوانی، بی پروایی و بی بصیرتی جوانی با شتابزدگی تصمیمی بگیرد.


انسان می بایست چیزی را دوست داشته باشد، اما چون چیزهایی که شایسته دوست داشتن هستند برای من کمیاب بودند، تلاش می‌کردم لذت دوست داشتن را نثار عروسک مینیاتوری کهنه و رنگ و رو رفته‌ام کنم.


روح، خوشبختانه، ترجمانی دارد که غالباً ناآگاه اما در عین حال صادق است و ان هم چشمان آدمی‌است.


همان طور که سلیمان نبی گفته”یک غذای گیاهی توأم با محبت، از غذای گوشت گاو پرواری توأم با نفرت بهترست”به همین استدلال، حالا دیگر حاضر نبودم لوود را با تمام محرومیت هایش با گیتس هد و تجملاتش عوض کنم.


من به طرز عجیبی خوشحالم که دوباره به تو برگشتم

و هر کجا که هستی خانه ی من است

تنها خانه من


چه ضرورتی برای سکونت در گذشته وجود دارد

در حالی که زمان حال بسیار مطمئن تر است

آینده بسیار روشن تر


احساس بدون قضاوت

در واقع یک پیش نویس بیهوده است

اما قضاوت دست نخورده با احساس

لقمه‌ ای تلخ برای سیر کردن انسان است


زندگی کوتاه تر از آن است

که آن را صرف کینه ورزی

یا بخاطر سپردن بدی های دیگران کنیم


خیلی بهتر است آدم درد خیلی سختی را

که هیچ کس جز خودش آن را حس نمی کند

با شکیبابی تحمل کند

تا اینکه مرتکب عمل شتابزده ای شود

که پیامدهای بد آن دامنگیر بستگان آدم شود


هر اتم از گوشت شما به اندازه خود من برایم عزیز است

و در درد و بیماری نیز هنوز عزیز خواهد بود


جنون محض است زنی اجازه دهد

عشقی در دلش جرقه بزند

که اگر پاسخي نگيرد کل زندگی اش را می بلعد

اگر هم علنی شود و پاسخ بگيرد

از باتلاقی سر درمی آورد که راه خروج ندارد


چون به ناحق به من تهمت زده اند. شما و هر کس دیگری حالا مرا یک آدم بد می‌دانید، خانم.‌” “ما تو را کسی می‌دانیم که خودت ثابت کنی ان هستی، به خوب بودنت ادامه بده تا مارا قانع کنی.” “آیا می‌توانم شما را قانع کنم، دوشیزه تمپل؟‌” در حالی که دستش را دور کمرم حلقه کرده بود، گفت”البته که می‌توانی،


تو خودت باید خود را رها کنی؛ هیچ کس به تو کمکی نخواهد کرد.


شخصی است که خوبی‌هایش بیشتر در اجتناب از کارهای بد خلاصه می‌شود تا بی‌پروائیش در انجام کارهای درست و خوب؟‌”

فرم ارسال نظر