خوابِ بیداری اثر نفس سلیمانی
پس از سفری دراز در میان واژه ها،مجموعه داستان [خوابِ بیداری] پا به جهانگذاشت .از همه کسانی که با کلمات گرم و نگاه های پر مهرشان،در این راه همراهم بودند،از ژرفای جان س...
پس از سفری دراز در میان واژه ها،مجموعه داستان [خوابِ بیداری] پا به جهانگذاشت .از همه کسانی که با کلمات گرم و نگاه های پر مهرشان،در این راه همراهم بودند،از ژرفای جان س...
گوشی را برداشت و برای بار هزارم سرچ کرد:چطور لاغر شوم؟صفحات رژیم ها و تبلیغات مختلف بالا امد؛اما ناگهان یک تبلیغ عجیب چشمش را گرفت.قرص جادویی زیبایی!خودت را مثل ستاره...
صبح روز دفاع، هوا هنوز نیمهتاریک بود و سکوت سنگین شهر روی خیابانها نشسته بود.فرزانه پشت پنجرهی اتاقش ایستاد. پرده را کنار زد و به آسمان کمرنگ نگاه کرد. چشمانش را ...
از خواب پریدم،نیمه شب بود.به ساعت نگاه کردم،ساعت از دو گذشته بود.سکوت خانه مثل وزنه ای سنگین روی سینه ام نشست.بدنم خیس عرق بود اما سرما از درون استخوان هایم می دمید.ذه...
عاشق خودتان باشید:ویژگیهای خود را روی کاغذ نوشته و هر روز آن را بخوانید و تکرار کنید.خودتان را تشویق کنید:اگر آدمهایی هستند که خودشان را بارها به خاطر اشتباهاتشان ...