یادگاری اثر نفس سلیمانی
به شیشهی کوچک لاک خیره میشوم؛ ناخودآگاه لبخند میزنم. چهرهاش را میبینم و به چشمانش نگاه میکنم.برش میدارم و در دستانم فشارش میدهم. احساس میکنم او را در آغ...
به شیشهی کوچک لاک خیره میشوم؛ ناخودآگاه لبخند میزنم. چهرهاش را میبینم و به چشمانش نگاه میکنم.برش میدارم و در دستانم فشارش میدهم. احساس میکنم او را در آغ...