» جملاتی از کتاب چه کسی پنیر مرا جابجا کرد اثر اسپنسرجانسون

جملاتی از کتاب چه کسی پنیر مرا جابجا کرد اثر اسپنسرجانسون

*نمی‌توانیم بلاواسطه در حضور خداوند قرار بگیریم مگر آنکه سکوت درون و بیرون هر دو را بر خود تحمیل کنیم. به همین دلیل است که بایستی خود را با آرامش روح چشمان و زبان اخت گردانیم .(مادر ترزا)


* در برابر هر انسانی ،راهی قرار گرفته است. و راه‌هایی و بازراهی ...

و روح بزرگ راه بزرگ را پی می‌گیرد و روح حقیر ،کورمال، کورمال راه حقیر را انتخاب می‌کند و در این ، بین دشت‌های مه‌آلود گسترده اند .و دیگر مردمان در این دشت‌ها می‌روند و می‌آیند. اما در برابر هر انسانی راهی بزرگ آغوش باز کرده است و نیز راهی حقیر و خود و هر کس خود تصمیم می‌گیرد در چه راهی قدم بگذارد

باید راحت را خودت با غلبه بر وحشت‌هایت و گذشتن از آسایش پیدا کنی


*تغییر اتفاق می‌افتد. آنها دائماً پنیر را جابجا می‌کنند. انتظار تغییر را داشته باشید .آماده جابجا شدن پنیر باشید. تغییر را کنترل کنید .پنیر را دائم دائماً بو کنید. آنقدر که بفهمید چه وقت دارد کهنه می‌شود. خودتان را به سرعت با تغییر تطبیق دهید. هرچه سریع‌تر پنیر کهنه را رها کنید زودتر می‌توانید از پنیر تازه لذت ببرید، تغییر کنید .


*امنیت ،آگاهی داشتن نسبت به محیط اطراف است .نه حبس کردن خود در شرایط راحت.


فرم ارسال نظر