» جملاتی از کتاب شکوه ازادی اثر اوشو
قبل از آنکه مرگ بر در بکوبت هر آنچه داری تقسیم کن میتوانی ترانهای زیبا بخوانی، بخوان و آن را تقسیم کن.
آیا میتوانی نقاشی بکشی نقاشی کن و آن را تقسیم کن، هر آنچه در کف داری.
و هرگز کسی را ندیدهام که چیزی برای تقسیم کردن نداشته باشد.
همینک در اینجا زندگی کن .زندگی کردن در امید، زندگی کردن در آینده است و این خود به تعویق انداختن زندگی به معنای واقعی است. این نه راه زندگی کردن که راه خودکشی است. هیچ احتیاجی به امید نیست و هیچ احتیاجی به احساس ناامیدی نیست .همینک همین جا زندگی کن .زندگی به طرز فوقالعادهای لذت بخش است.
سکوت را بر خود تحمیل نکن .هیچ چیز را بر خود تحمیل مکن .شادی کن ،آواز بخوان، بگذار ذهنت خسته شود. آنگاه رفته رفته لحظات کوچکی از سکوت آرامش واردت میشود.
صبور باش ،هنگامی که خشمگین میشوی از بیرون نظارهگر باش. نه خشمت را همراهی کن و نه آن را سرکوب کن.
اگر ببخشی وجودت از سموم پاک میشود.
اگر خودت را کسی پنداری گم میشوی و اگر خود را هیچ پنداری به مقصد رسید .
یک چیز قطعی است .یک سالک ،یک جوینده حق ،نباید قضاوت کند. او باید به همه اجازه دهند خودشان باشند، بدون اینکه در ذهنت هیچ فکری از اینکه درست هستند یا غلط داشته باشد.
عشق همیشه شادی میآفریند. پس اگر بدبخت هستی، عشق نیست. مردم احمقند به جای دورداختن چیزهای عشقی که لباس عشق بر تن کرده ،آمادهاند تا عشق را دور بیندازند .حسادت ،مال پرستی، سلطه جویی خود را دور بریز اما عشق را نه..
شیرین را همیشه تلخ متعادل میکند، روز را شب، تابستان را زمستان، شادی را غم ..
قضاوت نکن، خاموش نظاره کن ،شاهدی در سکوت باش و خداوند را در کجا یافتهای جز در عشق و سکوت.. مهر ورز با تمام توانت مهرورز ..هر لحظه را در مهر بیاسای به ویژه آن دم که در رنجی. شاید تماماً خدا نشوی اما انسان میشوی..
آدمی تا زمانی که سختیهایش را میفهمد زنده است ولی وقتی سختیهای دیگران را درک میکند آن وقت یک انسان است.
گاهی وقتی همه چیز دارد از هم میپاشد در واقع دارد سر جای درست خودش قرار میگیرد .
هر تصمیمی میگیری بگیر ولی یا با تمام وجود آنجا باش یا کاملا برو ..
میدانید چرا نیلوفر در مرداب گل میدهد؟
تا ثابت کند در بدترین شرایط هم میشود خوب بود، زیبا بود ،شاد بود و امید داشت ..
هیچ چیزبا سرکوب از بین نمیرود قویتر میشود.
هرگز احساس با تقوا بودن نکن. هرگز تظاهر نکن که حق با توست. هرگز گرفتار این دام نشو. هرگز فکر نکن که دیگری خطاکار است. اگر احساس کنی که حق با توست ،همیشه دیگران را سرزنش میکنی و میپنداری که آنان اشتباه میکنند. هیچکس را محکوم نکن و به خودت مغرور نشو .مردم را همانگونه که هستند بپذیر، بی هیچ قضاوتی. آنان این چنین هستند و تو کیستی که بگویی آنان درست هستند یا نادرست؟ اگر دیگران در خطا باشند رنجش را میکشند اگر بر حق باشند برکتش را میبرند ولی تو کیستی که محکوم کنی؟؟

وبلاگ نِت بوک