» جملاتی از کتاب موهبت کامل نبودن اثر برنه براون
❌️شرم احساس یا تجربهای بسیار دردناک است که به ما میگوید نقص داریم و از این رو در خور ان نیستیم که ما را دوست داشته باشند یا احساس تعلق را تجربه کنیم.
❌️گاه پذیرش نقاط قوتمان هم مانند پذیرش نقاط ضعفمان دشوار است.
❌️ دوست داشتن خود شجاعانهترین کاری است که میتوان در تمام عمر خود انجام داد.
زندگی کردن با تمام وجود یعنی صبح هنگامی که از خواب بیدار میشویم با خود بگوییم مهم نیست چه کاری انجام میدهم و چه مقدار کار انجام نشده روی زمین میماند در هر صورت من کافی هستم. یعنی شب هنگام به خود بگوییم بله ،من ناقص آسیب پذیر و نگران هستم اما هیچ یک از اینها این حقیقت را تغییر نمیدهد که من شجاع هم هستم. و ارزش آن را دارم که عشق و احساس تعلق را تجربه کنم .
شجاعت یعنی بیپرده صحبت کردن درباره آنچه هستیم ،آنچه احساس میکنیم و آنچه تجربه میکنیم .چه خوب و چه بد. قهرمان بودن یعنی زندگی خود را در معرض خطر قرار دادن.
درخواست کردن چیزی که نیاز داریم شجاعانهترین کاری است که میتوانیم انجام دهیم .
❌️باید وقتی خود را برای محافظت از دیگران جدا میکنیم با خود صادق باشیم و خود را ببخشیم .
❌️فرهنگ ما، فرهنگ عیب جویی و تعیین مقصر است.
تا با جان و دل پذیرای یاری دیگران نباشیم، نمیتوانیم با دل و جان دیگران را یاری دهیم .وقتی دریافت کمک را با پیش فرض و قضاوت خود همراه میکنیم ،دانسته یا ندانسته یاری رساندن ما نیز توام با قضاوت میشود .
اگر ۱۰ کیلو وزن کنم م با ارزشی میشوم.. اگر باردار شوم احساس ارزشمندی میکنم.. اگر زیباتر باشم ارزشمندم ..اگر لاغر شوم با ارزشمندترم... اگر تاییدم کنند با ارزشترم... اما عصاره زندگی با تمام وجود، احساس ارزشمندی در لحظه کنون است. بدون هیچ اگری، ما بی هیچ شرطی در خور آن هستیم که از عشق و احساس تعلق برخوردار شویم.
❌️ما همان قدر میتوانیم به دیگران عشق بورزیم که به خود عشق میورزیم.
به خود عشق ورزیدن یعنی یاد بگیریم که چگونه به خود اعتماد کنیم ،چگونه به خود احترام بگذاریم و چگونه نسبت به خود مهربان باشیم. با توجه به سختگیریهایی که اغلب ما نسبت به خود داریم ،مهرورزی به خود کاری دشوار است. مثلاً خود من گاه طوری با خود حرف میزنم که حتی در خیال هم اینطور با دیگران حرف نمیزنم .وای خدای من عجب آدم احمقی هستم. یک کودن به تمام معنا.. همانطور که به زبان آوردن این عبارات به شخص مورد علاقهمان بر خلاف شفقت است .گفتن آنها به خود نیز عشق خود را دچار آسیب جدی میکند.
❌️ کسی را نمیخواهند که به من اظهار عشق کند بلکه کسی را میخواهم که در ارتباط با من هر روز عشق ورزی را تمرین کند.
مردم چه فکری میکنند؟؟ هنوز نمیتوانی خودت را دوست داشته باشی.. چون هنوز آنطور که باید زیبا، لاغر ،ثروتمند موفق ،با استعداد ،خلاق، خوب نیستی. هیچ کسی نمیتواند بفهمد.. باید تظاهر کنم که همه چیز رو به راه است ،اگر لازم باشد میتوانم خودم را همرنگ آنها کنم ..فکر کردی کی هستی که بخواهی ایدهها، عقاید افکار یا نوشتههایت را به دنیا عرضه کنی..
شرم احساس گرمی است که سر و پای وجودمان را فرا میگیرد و احساس کوچکی ،نقص و هرگز کافی نبودن را در ما ایجاد میکند.
درباره شرم سه چیز را باید دانست:
۱ همه از این احساس برخورداریم .
۲ همه انسانها از صحبت کردن درباره شرم میترسند .
۳ هرچه کمتر درباره شرم صحبت کنیم، بیشتر تحت سلطه آن قرار میگیریم.
شرم اساساً ترس از دوست داشتنی نبودن است که نقطه مقابل پذیرش خود و احساس ارزشمندی است.
❌️با وجود شرم لازم میآید که خود را از سلطه سه عامل خارج کنیم:
مخفیکاری، سکوت، پیش داوری.
وقتی رویدادی رخ میدهد که خجالت زده یا ناراحت میشویم و ما آن را در نهان خانه وجود خود پنهان میکنیم در درونمان میجوشد و رشد میکند و ما را تحلیل میکند باید تجربه خود را با کسی در میان بگذاریم .احساس شرم در برخورد با آدمها به وجود میآید و در بین آنها ترمیم میشود ..اگر کسی در خور آن باشد که داستان خود را برایش بازگو کنیم باید که چنین کنیم. وقتی درباره شرم حرف بزنیم قدرتش را از دست میدهد.
بین شرم و احساس گناه چه تفاوتی وجود دارد ؟؟
احساس گناه: من کار بدی انجام دادم
احساس شرم: من بد هستم
شرم هویت و کیستی ما را زیر سوال میبرد اما احساس گناه رفتار ما را..
احساس شرم باور به تغییر و بهتر شدن را به تدریج از بین میبرد .
وقتی شرم به سراغ ما میآید پیوند خود را با دیگران قطع شده میبینیم و ناامیدانه درصدد احساس ارزشمندی برمیآییم.
تلویزیون ،آگهیهای تبلیغاتی و بازاریابی، فرهنگ شرم را تقویت میکند. آنچه در فیلمها، ترانهها و روزنامه میبینیم میشنویم و میخوانیم تقویت کننده فرهنگ شرم اند.
به عقیده دکتر هارتلینگ در رویارویی با شرم عدهای با انزوا ،دور شدن از دیگران و سکوت از خود دفاع میکنند. عدهای دیگر درصدد خشنود کردن و راضی نگه داشتن دیگران برمیآیند و عدهای هم با خشونت و مقابله به مثل علیه دیگران اقدام میکنند تا قدرت و کنترل را به دست آورند .
اگر میخواهید پذیرش شرم را آغاز کنید با این سوالها شروع کنید: پاسخ به این سوالها میتواند زندگی شما را تغییر دهد.
۱. وقتی به کنج شرم افکنده میشوید چگونه شخصی میشوی؟
۲. چگونه از خود محافظت میکنید؟
۳ .در استفاده از راهکارهای سه گانه (حرکت به سمت مردم ،حرکت علیه مردم و دوری از مردم )با چه کسی تماس میگیرید؟
۴. وقتی احساس خرد شدن و رنجش میکنید شجاعانهترین کاری که میتوانید انجام دهید چیست؟
مخربترین و موزیانهترین شکلهای سلطه این است که کیستیت را من تعریف میکنم و بعد وادارت میکنم باور کنی که این تعریف از آن توست. این معنای دلهره آور سلطه نشان میدهد که شرم با ما چه میکند.
راهکار ۱: پرورش اصالت( رها کردن فکر دیگران)
معمولا آدمها سعی میکنند مال یا دارایی خود را بیشتر کنند تا بتوانند کار مورد علاقه خود را بیشتر انجام دهند و از این رهگذر احساس خوشبختی کند اما این روش در عمل نتیجه معکوس دارد شما باید ابتدا خود واقعیتان باشید و بعد کاری که واقعاً باید انجام دهید .به جا آورید تا با آنچه میخواهید دست یابید .
❌️تصمیم بگیر صادق باشی و اجازه بدی خود واقعیت به نمایش درآید.
اصالت یعنی تمرین همه روزه این موضوع که خود آرمانی (آنچه فکر میکنیم باید باشیم) را کنار بگذاریم و خود را آنطور که هستیم بپذیریم.
انتخاب اصالت یعنی :
❌️تمرین شجاعت برای پذیرش کامل نبودن خود، قبول ضعف و آسیب پذیری خود و تعیین حدود مرز در روابط خود با دیگران.
❌️تمرین شفقت که ناشی از علم به این نکته است که همه ما، هم نقاط ضعف داریم و هم نقاط قوت.
❌️ایجاد پیوند و احساس تعلق که فقط باور این حقیقت ممکن میشود.. ما کامل نیستیم..
در دنیایی که شب و روز تلاش میشود تا از ما ،کسی غیر از خودمان بسازد ،خود بودن و خودماندن سختترین نبردی است که انسان میتواند داشته باشد.
به خود انگیزه دهید :من از وجود افرادی که کار و عقیده خود را با دیگران در میان میگذارند انگیزه میگیرم.
راهکار ۲:پرورش شفقت به خود (رها کردن کمال گرایی) کاری که انجامش واقعاً دشوار و در عین حال واقعاً شگفت انگیز است، رها کردن کمالگرایی و خود واقعی شدن است.
هرجا کمالگرایی باشد، شرم در کمین نشسته است. در واقع شرم زادگاه کمال گرایی است.
کمالگرایی به معنی نهایت سعی خود را کردن نیست ،کمالگرایی یعنی این باور که ما زندگی و ظاهر بینقصی داریم و عمل و رفتارمان بی عیب و نقص است و میتوانیم از انتقاد قضاوت و احساس شرم دور بمانیم یا آن را به حداقل برسانیم .کمالگرایی سپر است. سپری بیست تونی که به سختی آن را با خود حمل میکنیم. به گمان آنکه میتواند از ما محافظت کند. حال آنکه ما را از اوج گرفتن باز میدارد. هسته اصلی کمالگرایی تلاش برای کسب تایید و پذیرش دیگران است.
فلج شدن زندگی یعنی اینکه به خاطر ترس از ناقص به نظر رسیدن ،هیچ یک از جنبههای وجودی یا زندگی خود را رو نکنیم و به سبب آن فرصتها را از دست بدهیم .فلج شدن یعنی دنبال نکردن رویاها به خاطر ترس عمیق از اینکه مبادا شکست بخوریم. مرتکب اشتباه شویم و دیگران را ناامید کنیم .از خطر پذیری میترسیم چون احساس ارزشمندی ما را تهدید میکند.
برای غلبه بر کمالگرایی دو اقدام مهم باید انجام دهیم:
کاوش دوباره ترسهایمان و تغییر گفتگوی درونی
گفتگوی درونی کمالگرایانه :
اف، هیچی به من نمیاد. چون چاق و زشتم .از ظاهر خودم خجالت میکشم. برای اینکه دیگران من را دوست داشته باشند و بتوانم احساس تعلق کنم باید متفاوت از چیزی باشم که هستم.
خودگویی سالم :
من این را برای خودم دوست دارم میخواهم احساس بهتری درباره خودم داشته باشم و سالمتر باشم .عقربه ترازو دوست داشتنی بودن یا قابل احترام بودن من را نشان نمیدهد.
اگر همین حالا باور داشته باشم که دوست داشتنی و قابل احترامم شجاعت و شفقت و پیوند صمیمیت را به زندگیم دعوت میکنم.
یک لحظه شفقت به خود میتواند تمام روز شما را دگرگون کند و رشتهای از این لحظهها تمام زندگیتان را
شفقت به خود سه مولفه دارد:
۱: مهربانی به خود: یعنی هنگامی که رنج میبریم ،شکست میخوریم یا احساس کافی نبودن میکنیم به جای آنکه رنج خود را نادیده بگیریم یا خود را با انتقاد تازیانه بزنیم. نسبت به خود صمیمی باشیم و خود را درک کنیم .
۲.انسانیت مشترک :یعنی اینکه بدانیم رنج کشیدن و احساس نقص تجربهای است که همه انسانها با آن روبرو میشوند و تنها برای من اتفاق نمیافتد
۳. ذهن آگاهی :یعنی میانهروی و اعتدال در برخورد با هیجان منفی .طوری که نه لازم باشد احساسات خود را سرکوب کنیم و نه در بر چسب زدن به آن اغراق نماییم .
شعر از لئونارد کوهن:
هر چیزی ترک و شکافی دارد و از همین جاست که نور به درون رخنه میکند.
راهکار ۳ : پرورش روحیه تاب آوری( رها کردن بیحسی و کاهش رنج)
هرگز نمیتوانی به گذشته برگردی و برخی جزئیات را زیبا کنی تو فقط میتوانی به جلو بروی و یک کل زیبا بسازی.
امیدواری ترکیبی از هدف گذاری، استقامت و پیگیری و باور به توانمندیهای خود است .
خودگویی باورانه: این کار دشوار است اما من میتوانم آن را انجام دهم .
> لوترکینگ قدرت را توانایی ایجاد تغییر میداند.<
.....با فرار از تاریکی از نور هم میگریزیم.....
معنویت:
❌️ اگر خود را در پیوندی ناگسستنی احساس کنیم هرگز احساس تنهایی نمیکنیم.
❌️نیایش و مراقبه روزانه به من خیلی کمک میکند.
راهکار ۴: پرورش شادی و شکرگزاری( رها کردن احساس فقدان و ترس از تاریکی)
ادم های شاد افراد شاکری هستند .آنها حتی اگر خیلی پر مشغله باشند، چند لحظهای را درنگ میکنند و با صدای بلند میگویند خدا را به خاطر ... شکر میکنم. شکرگزاری بدون تمرین مانند ایمان بدون عمل است.
خوشحالی با شادی متفاوت است خوشحالی بر شرایط و موقعیت بستگی دارد اما شادی به نگرش و شکرگزاری.
شادی چیزی است که فقط در وجود خداوند یافت میشود و با فضیلت و دانایی همراه است.
نقطه مقابل شادی غم نیست بلکه ترس است
نمیخواهم این شادی را تجربه کنم چون زودگذر است .
اگر شاکر بودنم را تصدیق کنم فاجعهای دیگر از راه میرسد
نه این شادی را میخواهم و نه تجربه فقدان دیگر را
این احساس مبنی بر اینکه هر چیز وقتی زیادی خوب باشد نمیتواند واقعیت داشته باشد ناشی از ترس، احساس فقدان و آسیب پذیری است.
برای اکثر ما پیش آمده که درست در لحظه شادی ،احساس آسیب پذیری بر ما غلبه میکند و ما را به سمت ترس سوق میدهد. اگر با احساس آسیب پذیری و ضعف خود روبرو نشویم و آن را به قدرشناسی و سپاسگزاری تبدیل نکنیم ،دوست داشتنهای ما با ترس از فقدان توام خواهد بود.
تاریکی نور را از بین نمیبرد بلکه آن را تعریف میکند این ترس از تاریکی است که شادی را به ظلمت میراند
احساس فقدان :
ترس و اضطراب باعث ایجاد و ایجاد احساس فقدان میشود. میترسیم که آنچه را بیش از حد دوست داریم از دست بدهیم و از این بیزاریم که هیچ تضمینی هم وجود ندارد. تصور میکنیم اگر چشم خود را بر روی نعمتها ببندیم و شادی را لمس نکنیم کمتر صدمه میخوریم. فکر میکنیم اگر پیش دستی کنیم و فقدان را تصور کنیم کمتر رنج میکشیم .این تصور اشتباه است ولی یک چیز قطعی است ،اگر شکرگزاری را تمرین نکنیم و از نزدیک شدن به شادی اجتناب کنیم. دو چیز را از دست خواهیم داد :ما با فکر اینکه به اندازه کافی خوب نیستیم روز را شروع میکنیم و با فکر اینکه به اندازه کافی کار نکردم یا ... به خواب میرویم.
چرا ملت ما همیشه تشنه شادی است ؟
علت این است که در قحطی قدرشناسی و شکرگزاری به سر میبریم باید احساس کافی بودن را در درون خود پرورش دهی
❌️دعای قبل از غذا
راهکار ۵ : پرورش شهود و ایمان ( رها کردن نیاز به وضوح و قطعیت)
وقتی جویای نظر این و آن میشویم اغلب علتش این است که به آگاهی و استنباط درونی خود اطمینان نداریم .
وقتی واقعا بیمناک و نامطمئن هستی و دلت میخواهد فوراً پاسخی پیدا کنی دعا کن...
راهکار ۶ : پرورش خلاقیت( رها کردن مقایسه)
مقایسه چیزی جز هماهنگ شدن با دیگران و رقابت نیست.
مقایسه شادی را میرباید.
بارها پیش آمده است که من درباره خودم، زندگیم و خانوادهام احساس رضایت کرده ام و بعد در یک چشم به هم زدن احساس رضایت از دست رفته است ،چون خودآگاه یا ناخودآگاه خود را با دیگران مقایسه کرده ام .
رها کردن مقایسه کاری نیست که یک بار و برای همیشه انجام شود .اکثر ما پیوسته باید هوشیار باشیم که در دام آن نیفتیم. چون این احتمال خیلی زیاد است که چشم از مسیر خود برداریم و کار دیگران را مقایسه کنیم تا ببینیم آیا جلوی پشت سر ما قرار دارند.
راهکار ۷ : پرورش بازی و استراحت
راهکار ۸ : پرورش آرامش و سکون ( رها کردن اضطراب) راهکار ۹: پرورش کار معنادار( رها کردن بایدها و تردید به خود)
❌️عرضه کردن استعدادمان به دنیا نیرومندترین منبعی است که ما را به خداوند متصل میکند .
❌️همانطور که استعدادها و توانمندیهای هر انسانی خاص خود اوست عامل معنیبخش به زندگیش نیز منحصر به خود اوست.
برای غلبه بر تردید به خود و بایدها و انتظارات باید به پیامهای درون خود گوش فرا دهیم چه چیز ما را میترساند ؟؟؟در فهرست بایدها و قرارهای خود چه داریم چه کسی این بایدها را تعیین کرده است ؟؟؟چرا؟؟؟
باید باور کنی که همین که هستیم خوب و کافیست و به نظر و انتظار دیگران کاری نداشته باشیم. از خود نپرسید که دیگران چه نیازی دارند ،ببینید شما با چه چیزهایی احیا میشوید و بعد همان را انجام دهید زیرا آنچه دنیا نیاز دارد افرادی است که خود را احیا کردهاند .
از کارهایی که به شما انگیزه میدهند فهرستی تهیه کنید. به درآمد آن فکر نکنید، فقط ببینید آیا به آن کار عشق میورزید یا نه؟؟
راهکار ۱۰ : پرورش خنده ، شادی و آواز
طوری شادی کن که گویی کسی تو را نمیبیند ،طوری آواز بخوان که گویی کسی صدایت را نمیشنود و طوری عشق ورز که گویی هرگز آزرده نشدهای و طوری زندگی کن که گویی بهشت روی زمین است.
لازمه تاب آوری در مقابل شرم خندیدن است
خندیدن از ته دل ،آواز خواندن با صدای بلند و حرکاتی که گویا کسی ما را نمیبیند، تاثیری مثبت بر روح ما میگذارد. اما همانطور که قبلاً هم گفتم این هر سه ضعفهای ما را نیز آشکار میکنند. هنگام خندیدن ،حرکات موزون یا آواز خواندن افکار زیادی ما را در معرض شرم قرار میدهند. مثلاً ممکن است از این بترسیم که در نگاه دیگران احمق، دست و پا چلفتی، مهار گسیخته، نادان یا کودن یا کودک صفت به نظر برسیم و این برای اکثر ما وحشتناک است. عوامل موذی همیشه ما را وا میدارند تا میل به ابراز وجود خود را با نیروی خودآگاهی و محافظت از خود مهار کنیم.
مردم درباره من چه فکری میکنند ؟؟
آرام باش همه دارن به تو نگاه میکنند.
خیلی مضحک شدی ،خودت را کنترل کن.
❌️یکی از علل ترس من از شروع کارهای تازه این است که میترسم در نظر دیگران احمق و دست و پا چلفتی به نظر برسم.
وقتی به خود اجازه نمیدهیم آزاد باشیم وجود آن را در دیگران هم نمیتوانیم تحمل کنیم .به همین دلیل است که آنها را تحقیر میکنیم، مورد تمسخر قرار میدهیم.
به خود جرات دهید به احمقانه رفتار کنید.
۹۸/۶/۳

وبلاگ نِت بوک
خیلیی خوب بود ...