» جملاتی از کتاب خودت را به فنا نده اثر گری جان‌بیشاپ

جملاتی از کتاب خودت را به فنا نده اثر گری جان‌بیشاپ

حس آسیب دیدگی را از خود دور کنید آسیب خودش ناپدید می‌شود.


آدم‌ها در زندگی منتظر رسیدن شاهزاده سوار بر اسب هستند، و متوجه نیستند که آن سوار خودشان هستند ‌.زندگی منتظر شماست تا بالاخره خودتان را نشان دهید .


دست از سرزنش بختتان بردارید ،دست از سرزنش دیگران بردارید، دست از مقصر دانستن شرایط یا تاثیرات بیرونی بردارید.


مسائلی که اگر نبودند زندگی شادی داشتی کدامند؟؟


شرایط انسان‌ها را نمی‌سازد بلکه فقط او را به خودش می‌نمایانند ...(اپیکتت)


در تاریک‌ترین لحظاتمان است که باید تمرکز کنیم تا بتوانیم روشنایی را پیدا کنیم.


اغلب اینکه راه حلی نمی‌بینید این است خیلی به مسئله نزدیک هستید. کمی فاصله بگیرید، خیلی فاصله بگیرید و به تصویر بزرگ نگاه کنید. این پدیده شبیه چیزی است که روانشناسان (بازسازی شناختی) می‌نامند. تغییر روشی که مشکلات خود را در زندگی نشان می‌دهند .ذهن ما فریبمان می‌دهد. فکرهای ما را به شیوه‌ای نه چندان منطقی تحریف می‌کند و به هم می‌پیچد .حتی با اینکه همیشه دوست داریم خودمان را منطقی بنامیم، اما نیستیم .در معرض تحریفات احساسات و تصورات غلط هستیم .بیشتر آن را حتی خودمان نمی‌بینیم ،گاهی بیش از حد نزدیک و درگیر مسئله هستیم که حتی متوجه آنها نمی‌شویم ‌.باید کمی از سرعت خود کم کنیم ،یک قدم عقب برویم. بفهمیم واقعاً چه اتفاقی دارد می‌افتد .یکی از ویژگی‌های حال بد این است اغلب خودمان را گول می‌زنیم و با گفتن حرف‌های نادرست به خودمان بدبختی می‌آفرینیم .از خودتان بپرسید چه اتفاقی داره می‌افته؟؟

تا اینکه مسائلتان را به روشنی تجربه کنید شفاف و رها از هرگونه قید و بند احساسی.


ما به دنبال قطعیت هستیم و از تردید می‌گریزیم .می‌خواهیم بدانیم منتظر چه باشیم، کجا برویم ،چه بپوشیم، می‌خواهیم آماده باشیم. در امان باشیم. البته فراتر از خواستن است، بیشتر شبیه عادت است. قبل از اینکه دیگران را بشناسیم ،در موردشان نظر می‌دهیم، شخصیتشان را پیش‌بینی می‌کنیم. با وجود انتخاب‌های مختلفی که وجود دارند، کالاها و مارک‌هایی را می‌خریم که به آنها عادت کرده‌ایم. خیلی از ما در دنیای کوچک و سازمان یافته خود باقی می‌مانیم.


وقتی به چیزی که با آن راحتید می‌چسبید مثل انجام کاری که همیشه کرده‌اید. در واقع دارید در گذشته زندگی می‌کنید به جلو حرکت نمی‌کنید.


در هر لحظه تصمیم گیری، بهترین کاری که می‌توانید انجام دهید کار درست است .بهترین کار بعدی که می‌توانید انجام دهید کار غلط است. و بدترین کاری که می‌توانید انجام دهید هیچ کاری نکردن است.

بدترین کاری که می‌توانید انجام دهید این نیست که به هدف نزنید این است که شلیک نکنید.


در واقع حتی بسیاری از چیزهایی که فکر می‌کنیم حقیقت محض هستن، نیمی از حقیقت هستند .فرضیاتند، سوء تعبیرند، حدسیاتند. بر اساس انحراف شناختی اطلاعات غلط یا مشروط هستند. چیزی که ۵ یا ۱۰ سال پیش به آن اعتقاد داشتیم الان رد شده.


اگر می‌خواهی برنده شوی باید بخواهی دیگران قضاوتتان کنند و نگذارید رویتان تاثیر بگذارد.


آنچه که در سرتان می‌گذرد شما را تعریف نمی‌کند. شما آن چیزی هستید که انجام می‌دهید. شما اعمال تان هستید .


باهوش‌ترین آدم جهان باشید، اما دست به کار نزنید هیچ معنایی ندارد.


بسیاری از مشکلات و پیچیدگی‌های زندگی‌تان نتیجه مستقیم انتظاراتی هستند که دارید یا داشته‌اید. آخرین باری که از دست کسی عصبانی شدید یادتان هست ؟کمی به آن موقعیت فکر کنید،خیلی زود متوجه می‌شوید که خشم ناشی از انتظاراتتان بود. شکاف بین چیزی که هست و چیزی که باید می‌بود. انتظاری ناگفته دارید مبنی بر اینکه آدم‌های دور و برتان خوشایند نیستند .انتظار دارید که صادق باشند و طبق توافقی که با آنها دارید عمل کنند. انتظار ،انتظار،انتظار


مشکلاتتان نیستند که شما را از مسیر خارج می‌کنند انتظارات پنهان این کار را می‌کند.


انسانی که بر خودش مسلط نباشد آزاد نیست.


اگر مرگ را بپذیرم، تصدیقش کنم و با آن روبرو شوم، خودم را از نگرانی مردن و رنج زندگی می‌رهانم و فقط آن موقع است که آزادم خودم باشم .(مارتین هایدگر)


وقت بگذارید و فکر کنید. اما وقتی زمان عمل رسید دست از فکر کردن بردارید و راه بیفتید .(ناپلئون بناپارت)

۹۸/۸/۱۲

فرم ارسال نظر