» جملاتی از کتاب هر فکری را زیاد جدی نگیرید اثر متیو مک کی

جملاتی از کتاب هر فکری را زیاد جدی نگیرید اثر متیو مک کی

*وجود افکار نادرست نیست که مشکل ایجاد می‌کند بلکه مشکل اساسی این است که شما به جای بررسی و شناخت افکار نادرست با آنها زندگی می‌کنید و عجین می‌شوید.


* از خودتان سوال بپرسید: آیا این فکر به من کمک می‌کند یا نه? آیا این فکر به من کمک می‌کند به آنها به آنچه در زندگی برایم اهمیت زیادی دارد نزدیک‌تر شوم؟ آیا این فکر مرا در جهتی که می‌خواهم قرار می‌دهد؟


* در ذهن ما هفت نوع فکر وجود دارد:

خاطره‌ای، پیش بینی کننده، داستان سرا، خیال پرداز، قضاوت کننده، مشاهده‌ای، برنامه‌ریزی کننده .

همه این هفت نوع می‌توانند مفید یا آسیب زا باشند. مشاهده را متوقف کنید و دست به عمل بزنید زیرا در فقدان عمل هیچ تغییری در زندگیمان رخ نخواهد داد .


*ذهن گرایش دارد به هر فکری که به آن راه می‌یابد باور داشته باشد پاسخ این است که بررسی کنید چقدر فکری برای شما عملی است و برای زندگی‌تان مفید است .اگر فکری برای شما کارایی ندارد، وقتش است که دیگر به آن باور نداشته باشید در عوض به آن بی‌توجهی کنید و آن را جدی نگیرید.


* همه ما با افکارمان دنیایی را که در آن به سر می‌بریم خلق می‌کنیم .

چگونگی آن به شرح زیر است:

هر فکری می‌کنیم آن را باور می‌کنیم .

آنچه باورش می‌کنیم برای ما به واقعیت تبدیل می‌شود. آنچه برای ما به واقعیت تبدیل می‌شود پایه‌ای برای ترس‌ها وانتخاب‌های ما خواهد بود .

آنچه می‌کنیم زندگی ما می‌شود .

افکار ما چیزی جز شلیک عصب‌ها نیستند آنقدر آنها را جدی می‌گیریم که می‌توانند ما را بترسانند ،موجب می‌شود که از خودمان متنفر شویم یا ما را وادار می‌کند دیگری را تحقیر کنیم، افکارمان قدرت دارند که ما را فلج کنند یا موجب درگیری وقوع جنگ و جدل شوند.

حال یک تمرین :

روی افکارتان درباره اینکه چه کسی هستید و چه توقعی در زندگی از دیگران و از سرنوشت دارید تمرکز کنید ،سپس به فراسوی این افکار بروید و به دنیایی که خلق کردید نگاه کنید. آیا این دنیا غم زده ،پر از بیماری با مردمی است که به هم رحم نمی‌کنند ؟یا دنیایی است پر از شادی با مردمی که از هم مراقبت می‌کنند. اکنون توصیفی از دنیای خود بنویسید ،اشخاص آن چگونه‌اند؟ قوانین؟ خطرها ...حالا آیا این جایی است که می‌خواهید در آن زندگی کنید... اگر نمی‌خواهید وقتش است از باور آنچه افکارتان می‌گوید دست بکشید.


* زمانی که از برخی افکار احساس درد ناراحتی می‌کنید ساختاری خودساخته وجود دارد که راه فرار از افکار منفی را برای شما مهیا می‌کند.( برقصید ،کتاب بخوانید، خرید کنید و..)


* برخی از افکار ما به نظر می‌رسد که به ما خدمت می‌کنند اما مخرب اند

من واقعاً مجبور نیستم همین امروز این کار را انجام بدهم.

او واقعاً به کمک من نیاز دارد ؟

حالا از فردا انجام میدم .

این افکار شما را در جهت حرکت به سوی ارزش‌هایتان سوق نمی‌دهد تا ۳ بشمارید و خودتان را در حال انجام آن کار مجسم کنید.


*فکر فقط فکر است نه واقعیت

وقتی افکار به ذهنتان می‌رسند به آنها گوش کنید و یکی از آنها را که باعث پیشرفت شما می‌شود انجام دهید.


* گاهی ما به افکاری می‌چسبیم که مانند نان هفته گذشته بیات و خشک هستند. شاید سال‌ها افکار یکسانی داشته‌اید .این افکار شما را در زندان گذشته قرار می‌دهد. این فکر بازتابی از آن چه امروز و در اینجا در حال رخ دادن است، نخواهد بود.

زشت بودن ،بد اخلاق بودن، برچسب‌هایی است که روی خودت می‌زنی، واقعیت نیست.


* چشم‌هایت را ببند و به نگرانی‌هایت فکر کن. چشم‌هایت را باز کن، چه اتفاقی در بیرون رخ داده ؟هیچی ..پس چرا الان بهشون فکر می‌کنی ؟


*یک فکر منفی درباره خودت را انتخاب کن مثلاً من نمی‌توانم و سپس در جهت خلاف آن حرکت کن.. افکارتان را مانند ستار گان کهکشان مشاهده کنید .


*هر فکر ذهنتان را باور نکنید :وقتی بهتون میگه که دیگران در مورد تو چه فکری می‌کنند باور نکن. افکار واقعی نیستند.

بودا :(افکار منبع رنج و عذابند. از افکارتان فاصله بگیرید تا به آرامش برسید.)


* به فکرتان برچسب بزنید :مثلاً

فکرم می‌گوید که طوفان در راه است.

فکرم می‌گوید که جذاب نیستم .

افکار واقعی نیستند ..آنها فقط و فقط فکر هستند.


* افکار خود را ترسیم کنید .

فکری که شما را ترساند ،فکری که موجب شد دوباره خود را قضاوت کنید ،فکری که شما را عصبانی کرد، هر فکر را بالای کاغذ بنویسید و آن را نقاشی کنید.


* افکارتان را با صدای بلند تکرار کنید :من عصبی هستم .او به من اهمیت نمی‌ده. این تکرار باعث تسخیر آنها می‌شود.

* آواز بخوانید :آخرین فکر ناراحت کننده را با موسیقی همراه کنید ،یعنی آنها را با ریتم بخوانید. حروف افکارتان را جابجا کنید. می‌ترسم آسانسور من شوم سوار


*وقتی افکار ترسناک به ذهنتان می‌آید از خودتان سوال بپرسید :ذهنم سعی می‌کند مرا از انجام چه کاری باز دارد؟ اگر به ذهنم گوش کنم چه هدف یا تجربه با ارزشی را از دست می‌دهم ؟.

افکار هیولایی: تو زشتی تو نمی‌توانی ،خسته می‌شوی، فرض کن با اتوبوس به سمت اهدافت می‌روی و این‌ها روبروی تو هستند سوارشون کن تا بتوانی ادامه بدی.

وقتی کسی تورا نتراحت میکند از خود بپرس،این‌فرستاده شده تا چه درس مهمی به من یاد بدهد؟فاقد کدام ویژگی شخصیتی و روانی هستم که باعث شده متحمل درد و رنج شوم ..



تگ ها :   روانشناسی
فرم ارسال نظر