» جملاتی از کتاب عاشقم باش رهایم نکن اثر میشل اسکین (بخش دوم)

جملاتی از کتاب  عاشقم باش رهایم نکن اثر میشل اسکین (بخش دوم)

مهارت های جدید:

خودافشایی، مهارت‌های گوش دادن، شامل گوش دادن فعال و موانع گوش دادن، بیان نیازها، اطمینان، همدلی و معذرت خواهی کردن است‌.


خودافشایی:

ممکن است تمام دوران بزرگسالی خود را صرف پنهان کردن نقاط ضعف خود از دیگران کرده باشید و با آشکار کردن بخشی از خودتان برای فرد دیگر احساساتی چون ترس و شرم در شما تحریک شده‌اند و این امر منجر به احساس ناامنی و آسیب‌پذیری شده باشد. تصور کنید که در حال خودافشایی هستید آنچه به ذهن شما خطور خواهد کرد و باعث تحریک باورهای مرکزی شما خواهد شد شامل موارد زیر است:


*اگر خود واقعی منو بشناسد من را ترک خواهد کرد( باور مرکزی رها شدگی )

*اگر حالت تدافعی نداشته باشم بی‌شک به من آسیب خواهد رساند (باور مرکزی بی‌اعتمادی و بدرفتاری )

*اگر درباره خودم با او صحبت کنم او من را درک نخواهد کرد و دوست نخواهد داشت( باور مرکزی محرومیت هیجانی )

*اگر درباره خود واقعیم با او صحبت کنم او به این موضوع پی خواهد برد که من ارزش عشق و دوست داشتن را ندارم (باور مرکزی نقص و شرم)

*اگر خود واقعی من را بشناسد به این نکته پی خواهد برد که به اندازه دیگران .....نیستم( باور مرکزی شکست)


از شما می‌خواهم که نقطه تعادل را بیابید و افرادی که ارزش آشنایی با شما را دارند را شناسایی کنید.


آیا به این ارزش‌ها اهمیت می‌دهید؟ عشق، پذیرش، اصالت ،شفقت و دلسوزی، ارتباط ،سخاوت ،صداقت، صمیمیت ،مهربانی، احترام، خودآگاهی یا اعتماد ؟؟؟اگر چنین است پس باید بگویم خودافشایی نیز مولفه‌ای ضروری در ایجاد یک رابطه سالم و پایدار خواهد بود.


در اصل خودافشایی به شما کمک خواهد کرد که به گناهانتان بیشتر به صورت عینی نگاه کنید و انرژی که در نتیجه پنهان کردن رازها و افکار پنهان در شما انباشته شده را آزاد کنید.


مرحله اول :

تنها حقایق مربوط به خودتان را افشا کنید. حقایقی شامل کی؟ کجا؟چه کسی و غیره در این مرحله باید از ابراز احساسات و اعتقادات خودداری کنید .

مرحله دوم:

شروع به افشای افکار، احساسات و نیازهای خود بکنید. اما افشای افکار و احساسات را به گذشته و آینده محدود کنید

مرحله سوم :

افکار، احساسات و نیازهای واقعی زمان حال خود .


مهارت‌های گوش دادن:

مهارت‌های گوش دادن بخش ضروری از یک رابطه سالم و جز اصلی برای ساختن روابط پایدار هستند.

وقتی که واقعاً گوش نمی‌دهیم در اصل فضایی برای افکار مزاحم و دیالوگ‌های درونی خودمان ایجاد می‌کنیم و کاملاً خودتان را ارائه نمی‌کنید یا به طور کامل درگیر مکالمه نمی‌شوید اطلاعات مهم و فرصت ایجاد یک رابطه را از دست می‌دهید.


انواع سدهای گوش دادن:

مقایسه کردن :

گوش دادن وقتی به انحراف کشیده می‌شود که شنونده متمرکز بر تجربیات خود و مقایسه آنها با تجربیات گوینده می‌شود.این مورد به خصوص برای افرادی با باور مرکزی شکست یا بی‌اعتمادی بیشتر رخ می‌دهد.

ذهن خوانی:

ذهن خوانی سدی است که گفتگو را تخریب می‌کند به این خاطر که شنونده بر روی کشف افکار و احساسات واقعی سخنگو تمرکز می‌کند

ذهن خوانی سد متداولی است که در نتیجه تحریک باور مرکزی شکل می‌گیرد و یا زمانی که شنونده بر اساس نتایج تجارب گذشته و یا داستان گذشته خود پیش‌بینی‌های انجام می‌دهد

تمرین گفتگو :

در نتیجه این سطح تخریب می‌شود به این خاطر که شنونده به جای گوش دادن مشغول تمرین گفتن چیزی است که در پاسخ به شنونده خواهد گفت

فیلتر کردن :

این سطحی است که گفتگو را تخریب می‌کند به این دلیل که ممکن است شنونده از گوش دادن باز ایستد و یا اینکه به ذهنش اجازه دهد به دوردست‌ها پر بکشد این امر زمانی اتفاق می‌افتد که او یک صدایی بشنود یا متوجه چیزی شود که او را ناراحت می‌کند این سد در میان کسانی که باور مرکزی آنها تحریک می‌شود بسیار معمول است.

قضاوت :

وقتی شنونده خیلی سریع شروع به قضاوت رابطه می‌کند به این معنی است که از گوش دادن دست کشیده و تمام محتوا و معنا را از دست می‌دهد بنابراین گفتگو تخریب می‌شود قضاوت یک سد شنیداری معمولی است که در افرادی ظاهر می‌شود که باور مرکزی آنها تحریک شده و یا در مبارزه با واکنش‌های هیجانی بسیار منفی هستند.

خیال بافی :

این سطح گفتگو را تخریب می‌کند به این خاطر که شنونده مدام در حال خیال بافی و رویا پردازی است شناسایی رابطه به وسیله این سطح تغییر می‌کند به این خاطر که شنونده دیگر تمایلی به سهیم شدن در تجربه سخنگو را ندارد و بنابراین سخنگو هم به خودش اجازه نمی‌دهد که کاملاً با داستان او ارتباط برقرار کند .

منحرف کننده:

وقتی یک شنونده ارتباط را با تغییر موضوعات منحرف می‌کند ارتباط تغییر خواهد کرد. وقتی شنونده قبل از تکمیل سخن گوینده و در میان کلام او توصیه‌ای مطرح کند گفتگو مختل می‌شود


گوش دادن فعال:

زمانی که شما یک شنونده فعال هستید تنها شنونده حرف‌های طرف مقابل نیستید بلکه به صحبت‌های او به زبان خودش پاسخ می‌دهید یا با او ارتباط چشمی نیز برقرار می‌کنید این یعنی شما فعالانه در حال گوش دادن هستید


دستورالعمل بیان نیازها :

۱. نیازهای شما نباید شخص دیگر را سرزنش کند و یا اینکه نشانه عیب او باشد (من می‌خواهم که به سردی با من رفتار نکنی )

۲ .نیاز شما نباید شخص دیگر را مورد قضاوت قرار دهد یا اینکه تحقیر کند .

۳.اطمینان حاصل کنید که نیاز شما چیزهای منطقی و قابل لمس را درخواست می‌کند

۴.خواسته‌های زیادی در یک لحظه مطرح نکنید این فرایند مرحله به مرحله است و به خاطر بیاورید که بایستی با نیازهایتان در زمان حال بمانید و یا ممکن است خودتان را در یک حالت ناامیدی ذاتی بیابید. به این خاطر که هیچکس نمی‌تواند شما را به خاطر نیازهای برآورده نشده گذشته‌تان درک کند.


اطمینان:

فردی که تفکر احساسات و نیازهای شما را بفهمد و بپذیرد حس رهایی آرامش و تسکین به شما منتقل می‌کند.

اطمینان چیست؟؟؟ از آنجایی که ممکن است تجربه چندانی از اطمینان نداشته باشید اجازه دهید تعدادی از اساسی‌ترین مسائل را بررسی کنیم .ابتدا چه چیزی باعث می‌شود یک چیز مورد اطمینان باشد؟؟؟؟؟

۱.واقعی بودن آن:

اطمینان به اینکه احساسات و تجربه بعضی از افراد واقعی است اهمیت دارد .من ترسیده‌ام می‌تواند با چنین جمله‌ای مورد اطمینان قرار گیرد :می‌توانم ببینم و حس کنم که ترسیدی .برعکس، یک جمله فاقد اطمینان شبیه: چیزی برای ترس وجود ندارد، چنین کارکردی ندارد به عبارت دیگر اگر شخص دیگر آن را تجربه می‌کند ارزش و واقعیت اعتبار را داراست.

۲.عقلانی بودن آن:

این بدین معنا است که در زمینه یک موقعیت ویژه یک شخص ممکن است در زنجیره‌ای از واکنش‌های طبیعی بر اساس تاریخچه رابطه یا دوران کودکی یک واکنش غیر عادی بسیار تند یا بسیار متفاوت از خود نشان دهد .برای مثال اگر کسی عصبانی شود و یا به صورت فیزیکی آن را نشان دهد ممکن است بیشتر آشفته شود و یا هراس داشته باشد از اینکه احساساتش رو شوند بنابراین می‌توانید به واکنش خود از طریق گفتن این جمله اعتماد کنید من می‌توانم متوجه این موضوع باشم که چرا شما این واکنش را نشان داده‌اید.

۳.نرمال بودن آن :

که شامل انواع واکنش‌های اطمینان بخشی است که بسیاری از مردم آن را انجام می‌دهند یک پاسخ اطمینان بخش ممکن است به این صورت باشد که من به همان ترتیبی که شما فکر می‌کنید و احساس می‌کنید فکر را احساس می‌کنم یا من هم همان چیزی را می‌خواهم و همان کاری را انجام می‌دهم که شما می‌خواهید و انجام می‌دهید.


به چه چیزی بایستی اطمینان کنیم؟؟؟

هیجانات

مهم است که به هیجانات منفی و مثبت خود اعتبار دهید وقتی هیجانات منفی مورد اعتماد قرار می‌گیرند آرام می‌شوند و وقتی این اتفاق برای هیجانات مثبت می‌افتد گسترش می‌یابند هر دوی این تجارب شما و شخص دیگر را به هم نزدیک می‌کند و به شما کمک می‌کند تا تجارب همدیگر را به طور کامل درک کنید

خواسته‌ها و امیال

باورها و ایده‌ها

وقتی به باورها و ایده‌های شخص دیگر اعتماد می‌کنید احساس احترام یا به حق بودن در او احساس می‌کنید.

اعمال

با اعتباربخشی به درد شدید فرد دیگر، به او می‌فهمانید که درکش می‌کنید به او اهمیت می‌دهید او را می‌پذیرید و همواره در کنارش هستید.

رنج

ارتباطی که در نتیجه اطمینان به درد شدید شخص دیگر با او برقرار می‌کنید در او احساس مبنی بر اینکه شما مراقب او هستید او را پذیرفته‌اید و اینکه به خاطر او در آنجا حضور دارید ایجاد خواهد شد


همدلی :

وقتی با شخصی مواجه می‌شوید که چالش‌های ویژه‌ای دارد لازم است برای ایجاد ارتباط و یا همدلی او را به عنوان کودکی تصور کنید


معذرت خواهی :

وقتی که توانستید با تجربه شخص دیگری ارتباط برقرار کنید ممکن است متوجه شوید که چیزی که شما گفتید و یا عملی که انجام دادید به او صدمه زده است یک معذرت خواهی می‌تواند ابزار قدرتمندی برای حذف درد فرد مقابل شما باشد این اقدام همچنین حس پیوندی را که با تجربه فرد دیگر دارید به او منتقل می‌کند.


زمانی که سعی می‌کنید با کسی رابطه جدیدی را آغاز کنید در شما احساس گیر افتادن ،غرق شدن و گیج شدن ایجاد می‌شود و این احساسی اجتناب ناپذیر است.


دنیای دوست‌یابی و آشنایی با یک فرد لبریز از ابهامات است.


باورهای مرکزی دیگران:

همانطور که به حفظ آگاهی درباره خودتان ادامه می‌دهید مهم است که این آگاهی را حتی تا شخص دیگر نیز توسعه دهید و علاوه بر خود دیگری را نیز بشناسید.


این باور مرکزی نیست که مشکل ساز است بلکه رفتارهایی که در پاسخ به باورهای مرکزی بروز می‌کنند ،مشکل ساز هستند .واکنش‌های رفتاری دیگران و چگونگی رفتار آنها با شما و دیگران چیزی است که روی شما تاثیر خواهد گذاشت.


الگوهایی که نتیجه خوبی برای شما ندارند‌:

۱. غیرقابل پیش‌بینی:

او اغلب برنامه‌هایش را لغو و یا تغییر می‌دهد و یا در دقیقه ۹۰ برنامه‌ریزی می‌کند نمی‌توانید از او یک رابطه منظم انتظار داشته باشید.

۲.بی‌ثبات:

این شخص همیشه مشغول ایجاد تغییرات بزرگ در زندگی است .او مدام در حرکت است و یا اینکه اغلب دوستانش را تغییر می‌دهد و یا حتی دوستان زیادی ندارد و بیشتر از افراد دیگر شغلش را عوض می‌کند و به نظر برای رفتن و جمع کردن مشتاق‌تر است.

۳.غیرقابل دسترس:

لحظه‌ای که با شماست بسیار سحرآمیز و جادویی است. به نظر بسیار درگیر و غرق و تماشای شماست و بعد ناگهان ناپدید می‌شود.


شخص بی‌ثبات هرگز همتای خوبی برای شما نیست شما نیاز دارید تا به این شخص کمی زمان بدهید برای دیدن اینکه آیا این رفتار مراحل اولیه آشنایی است یا اینکه یک الگوی رفتاری است.


اگر در یک رابطه زمان زیادی را صرف تعجب و دلواپسی خود می‌کنید می‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که این شخص همتای مناسبی برای شما نخواهد بود.


نشانه‌های هشدار دهنده:

متفکر سیاه و سفید:

نگاه این شخص به هر چیزی افراطی است و اعتقادات و باورهای بسیار قدرتمند درباره هر چیزی دارد او تمایل به درک اعتقاداتی که متفاوت از باورهای او هستند ندارد.

قاضی جک:

شبیه متفکر سیاه و سفید اعتقادات بسیار قوی دارد و اغلب در بیان نظراتش بسیار خشن و سرکش است

برون فکن :

این فرد دیگران را مسئول اتفاقی که برایش می‌افتد می‌داند

بدگویی از دوستی همسر سابق :

نمی‌تواند از دوست یا همسر سابق خود صحبت نکند .

قربانی:

این فرد مشابه برون فکن است تنها با این تفاوت که در بیان و ارائه منفعل‌تر است.

بذله گو:

این شخص سعی در پوشاندن نقاط ضعف خود با حربه شوخی است.

دمدمی:

این شخص همیشه این کارو انجام می‌دهد یا آن کار. این شخص بسیار سرد است و دمدمی

سرزنشگر:

از هر شخص چیزی ایراد می‌گیرد.

تنزل دهنده:

همیشه در حال عشق بازی و لاس زدن است این شخص مناسب و تنزل دهنده ارزش‌های شماست.

صاحب و مالک:

به هر رابطه‌ای مشکوک و حسود است.

ایده‌آل ساز

این فرد شما را به عرش اعلا می‌برد و پرستش می‌کند اما متاسفانه دیری نخواهد پایید که شما را از عرش به فرش خواهد رسانید.

فاجعه ساز

این شخص هر چیزی را نشانه‌ای برای شروع یک فاجعه می‌داند


ارزش‌های آنها:

مهم است که شخصی که شما با او در ارتباطید ارزش‌هایی داشته باشد که با ارزش‌های شما سازگار است. نیازی نیست این ارزش‌ها یکسان باشند بلکه باید سازگار باشند.

۱. ارزش‌های خود را فهرست کنید

۲.ارزش‌های شخص مقابل را لیست کنید.


ابهام یکی از چالش‌هایی است که ما در رابطه خود با دیگران با آن روبرو می‌شویم .یعنی فقدان وضوح و روشنی که به خصوص در مراحل اولیه ارتباط وجود دارد .می‌خواهیم بدانیم قرار است در آینده چه اتفاقی بیفتد ،بنابراین خیال بافی و پیشگویی می‌کنیم. زمان حال را رها می‌کنیم و گرفتار آینده می‌شویم اما همانطور که آموخته‌ایم نه تنها ماندن در گذشته برای ما مفید نیست بلکه باید بیاموزیم که آویزان شدن به آینده مبهم نیز مفید نخواهد بود. پس آگاه بمانید و توجه آگاه بمانید و در لحظه زندگی کنید


آنچه را که نمی‌توانی تغییر دهید بپذیرید و در قبال تغییری که به زندگی شما افزوده می‌شود و منجر به روابط پایدار و عاشقانه می‌شود متعهد شوید اکنون می‌دانید که تغییر به آسانی و با سرعت اتفاق نمی‌افتد و نخواهد افتاد


❤️❤️با خود مهربان باشید.❤️❤️


تگ ها :   روانشناسی
فرم ارسال نظر