» جملاتی از کتاب دیدار با استاد درون اثر فرزاد میراحمدی
تمامی جهان هستی مثل مادری مهربان مراقب انسانهایی است که خود را به دامان او میسپارند.
شروع بیداری باید همراه با شجاعت باشد.
هرگاه فرد ناراحت است یا از درون به هم ریخته است کودک درونش نیازی دارد و باید توجه کند که آن نیاز چیست؟ ممکن است به امنیت ،احترام، پذیرش، آرامش یا ..نیاز داشته باشد. که در این صورت بهتر است به آن توجه کنیم و به او بگوییم میدانم اکنون این نیاز را دارم و امیدوارم به این نیاز توجه کنم .تو را پیدا کردم و در کنارت هستم و نمیگذارم تنها بمانی...
نیروی برتر گاهی چیزی که دنبالش هستی را به تعویق میاندازد تا ناخالصیهای درونی را پاک کنی .شاید اگر زودتر از موعد برسی درسهای بزرگی را یاد نگیری.
برای رسیدن به اهداف بزرگ با موانعی روبرو میشوید .گویی جهان میخواهد غربالگری کند .اصولی که در تمام جهان و تمام دوران حکمفرما هستند .داستان منطق الطیر عطار را به یاد آورید. زمانی همه مرغان تصمیم گرفتند به دیدار سیمرغ بروند که در پشت کوه قاف بود ولی در میانه راه هر کدام به بهانهای پا پس کشیدند و نهایتاً پس از زحمات و تلفات زیاد ۳۰ عدد مرغ به پایان سفر رسیدند. در راه رسیدن به هر هدفی که دارید گاهی تنها میشوید، گاهی تمسخر میشوید و گاهی ناامید اینها به خاطر این است که قرار است اصل غربالگری اتفاق بیفتد.
تو باید یاد بگیری زندگی کنی در هر جایی چه زندان ،چه قصر .مهم این است که دلت امیدوار باشد. از زندگی فرار نکن، هرجا هستی زندگی مقدس است. آن را ضایع نکن .اکنون زندان میتواند کمک بزرگی برای رشد شخصیت باشد.
هرگز به کسی وابسته نباش، به خودت و درونت و نیرویی که همه جا هست تکیه کن. او خود میداند چه کسی را در چه جایی، سر راهت قرار دهد .باشد که پذیرا باشی...
نباید سعی کنی ذهنت را کنترل کنی .ذهن در مقابل کنترلگری قویتر میشود. نباید با آن بجنگی .وقتی افکار منفی سراغت میآیند، نباید جلوی آنها را بگیری .ذهن قابل کنترل نیست .بلکه باید با آن روبرو شوی و آن را در آغوش بگیری .از افکار منفی فرار نکن و حتی احساسات منفی.. وقتی غمگینی اگر تلاش کنی غمگین نباشی ،غمگینتر میشوی. این یکی از تناقضات ذهن است.
فکر فقط فکر است.
استعاره چشمه:
تصور کنید شما بالای چشمه نشستهاید و گذر آن را میبینید در چشمه گاهی برگی میافتد، گاهی سنگ، گاهی چوب و چشمه حرکت خود را ادامه میدهد و منتظر نمیماند و درگیر چیزهایی که درون آن میافتد نیست. ذهن شما هم مثل جریان چشمه است و افکار آن چیزهایی است که درون چشمه میافتد. شما میتوانید بدون درگیر شدن با افکار آنها را مشاهده کنید.
رقابت ناسالم، طمعکاری ،حسادت و جنگیدن با دیگران سیستم هشدار شما را فعال میکند و هم بدن و هم روانتان را به هم میریزد. از طرف دیگر عشق، دوست داشتن خود و دیگران، بودن در لحظه حال و پذیرش زندگی سیستم امنیت شما را بالا میبرد.
منتظر اوضاع بهتر نباشید، اوضاع اکنون همان چیزی است که باید باشد.
اگر مقاومت شما زیاد باشد، رنجشما زیاد میشود. اگر کم باشد، رنج شما کم میشود..
عصبی شدن به معنی مقاومت کردن است
میدانم که در زمان مناسب، خداوند افراد و شرایط مناسب را در راهمان قرار میدهد. امروز اجازه میدهم خداوند آنگونه که صلاح من است تصمیم بگیرد .میدانم که هر چیزی که اتفاق میافتد، نشانهای برای رشد من است...
بزرگترین ارتشهای جهان و بزرگترین امپراتوریهای دنیا در طول تاریخ چه زمانی فروپاشیدند؟؟ تنها زمانی متلاشی شدند که لحظهای در ذهن فرمانده کل، تردید ایجاد شد.. تردیدهای ما به ما خیانت میکنند...
گوسفند در لحظه حال است و علی رغم اینکه ساعاتی قبل مورد حمله یک سگ ولگرد قرار گرفته بود ولی آن داستان را رها کرده بود و به خوردن خود ادامه میداد. آنجا بود که فهمیدم ما انسانها خیلی درگیر اتفاقاتی هستیم که در گذشته روی میدهند.
آدمها در تلاشند که مبارزه کنند تا زودتر هر صفحهای از زندگی را به اتمام برسانند و به قسمت دیگری برسند .در حالی که تجربه لحظات خاص زندگی باعث رشد معنوی ما میشود.
بهتر است به جای اینکه بگوییم من عصبانیام، بگوییم ذهنم عصبانیت درست کرده است.

وبلاگ نِت بوک