» جملاتی از کتاب هنر ظریف بیخیالی اثر مارکمنسون
او هیچ وقت تلاش نکرد چیزی جز خودش بشود .
نبوغ کارهای بوکوفسکی در غلبه بر مشکلات فراوان و یا صعود به قلههای ادبیات نبود .بلکه کاملاً برعکس توانایی او در این بود که با خودش کاملاً صادق باشد. خصوصاً در مورد بدترین بخشهای وجود خودش و شکستها و کمبودهای خود را بدون هیچ شک و تردیدی بازگو کند و همین موضوع از او یک نابغه ساخت.
داستان واقعی بوکوفسکی این است کنار آمدن او با بازنده بودن خودش
فرهنگ امروز ما تمرکز شدیدی روی انتظارات مثبت غیر واقعی دارد. خوشحالتر باشید، زیباتر باشید، سالمتر باشید
این توصیهها بر چیزهایی تاکید میکنند که شما تصور میکنید هم اکنون کمبودها و شکستهای شخصی شما هستند. بهترین راهها برای پول درآوردن را میآموزید چون احساس میکنید که هم اکنون به اندازه کافی پول ندارید .جلوی آینه میایستید و جملات تاکیدی خود را تکرار میکنید شما زیبا هستید. چون حس میکنید آنقدرها هم زیبا نیستید.
کلید زندگی خوب این نیست که به چیزهای بیشتر و بیشتری اهمیت بدهید بلکه باید به چیزهای کمتری اهمیت بدهید و تنها چیزهایی را اهمیت بدهید که حقیقی، فوری و مهم است.
از اینکه با کسی در زندگی روبرو شوید احساس نگرانی میکنید .این نگرانی شما را زمین گیر میکند و کم کم به این مسئله فکر میکنید که علت نگرانی شما چیست؟ حالا از نگرانی خود نگران میشوید. نه.. نگرانی دوبل.. و این باعث میشود که نگرانی شما افزایش پیدا کند. در این هنگام است که به دنبال آرامبخش هستید=> چرخه بازخورد جهنمی
ما از اینکه احساس بدی داریم ،حس بدی پیدا میکنیم .از احساس عذاب وجدان، عذاب وجدان میگیریم. از عصبی شدن، عصبانی میشویم.. از نگران شدن ،نگران میشویم ..یعنی من چه مشکلی دارم...
به خودتان بگویید حال من خیلی خراب است اما چه اهمیتی دارد؟؟؟؟
برای دیدن آنچه درست مقابل چشمان فرد است و تقلایی پیوسته نیاز است..
خواستن تجربه مثبت، یک تجربه منفی است و پذیرش تجربه منفی یک تجربه مثبت است.
❌️هرچه بیشتر دنباله داشتن حس خوب همیشگی باشید، رضایت کمتری پیدا میکنید زیرا تعقیب هر چیزی تنها این واقعیت را روشن میکند که شما آن را ندارید.❌️
آیا تاکنون متوجه شدهاید که هرچه کمتر به چیزی اهمیت بدهید ،نتیجه بهتری به دست میآورید .آیا متوجه شدهاید کسی که کمترین هزینه را برای موفقیت چیزی کرده، به آن دست پیدا میکند.
من در زندگی به چیزهای زیادی اهمیت داده ام .همچنین به چیزهای زیادی اهمیت نداده ام . و این اهمیت ندادنهای من بوده است که تفاوتهای بزرگ را ایجاد کرده است.
در جهنم فکری خود گیر نیفت
وقتی به همه چیز و همه کس اهمیت میدهید، احساس میکنید که حق دارید همیشه در آرامش و شادی باشید و همه چیز باید دقیقاً همان طوری باشد که شما دوست دارید .اما این یک بیماری است و شما را زنده زنده خواهد بلعید .در این حالت هر اتفاق ناخوشایندی را بیعدالتی میبینید
هر چالشی را یک شکست میدانید. هر ناراحتی را یک ناسزای شخصی تلقی میکنید و هر مخالفتی را یک خیانت تصور میکنید. در جهنم کوچک خود که به اندازه فکرتان است گیر میافتید در حس حق به جانب بودن و خشم خود میسوزید.. بیوقفه در چرخه بازخورد جهنمی میچرخید .بدون اینکه به جایی برسید.
اگر روزی متوجه شدید که پیوسته به چیزهای بیارزش اهمیت میدهید که شما را اذیت میکند (مثل سرعت تمام شدن باتری و..) احتمالاً چیز ارزشمندی در زندگی شما وجود ندارد که بخواهید به آن اهمیت بدهید. در نتیجه پیدا کردن یک چیز مهم و معنادار در زندگی شاید سودمندترین راه برای صرف زمان و انرژی شما باشد .زیرا اگر چیز معناداری پیدا نکنید به چیزهای بیاهمیت و خرد بها میدهید.
گاهی خوب است بعضی چیزها خراب شود.
اگر ازدواج کنم خوشبختتر میشوم.. اگر زیباتر شوم آنگاه خوشبخت میشوم ...این همان بدبختیست...
مشکلات ما در زندگی اجتناب ناپذیر هستند، پرسشی که باید از خود بپرسیم این نیست که چگونه جلوی رنج کشیدن خود را بگیریم بلکه پرسش ما این است که چرا رنج میکشم؟؟؟ برای چه هدفی؟؟؟؟؟؟
چرا اینقدر احساس نیاز میکنی که ثروتمند شوی ؟؟؟چگونه موفقیت یا شکست خود را ارزیابی میکنی؟؟؟ آیا علت ریشهای عدم خوشبختی تو به جای نداشتن یک خودروی گران ؟ارزش خاصی نیست؟؟؟؟
بقیه درباره شما چه فکری میکنند؟؟؟ کسانی که از افکار دیگران درباره خود میترسند وحشت آنها از این است که دیگران نیز به تمام چیزهای بدی فکر میکنند که آنها درباره خود میاندیشند...
وقتی ارزشهای ما بد باشد (یعنی استانداردهای بدی که برای خود و دیگران میگذاریم) در واقع به چیزهایی اهمیت میدهیم که اهمیتی ندارد ؛چیزهایی که در واقع زندگی ما را بدتر میکند.
زیر سوال بردن خودمان و تردید در مورد افکار و باورهایمان یکی از سختترین مهارتهاست.
اگر احساس میکنید که شما در برابر کل دنیا ایستادهاید ،احتمالاً شما در برابر خودتان ایستادهاید
❌️یاد بگیرید که دردی را که انتخاب کردهاید، تحمل کنید. وقتی ارزش جدیدی را انتخاب کنید، در واقع انتخاب میکنید که رنج جدیدی را وارد زندگی خود کنید. از آن لذت ببرید، آن را بچشید ،با آغوش باز به استقبال آن بروید و به رغم وجود آن به ارزشهای خود عمل کنید.❌️
افرادی که مرزبندی مشخصی دارند، از گفتگو، بحث یا ناراحت شدن نگران نیستند .کسانی که مرزبندی ضعیفی دارند، از این گونه مسائل میترسند و پیوسته رفتار خود را تغییر میدهند تا با احساسات موجود در رابطه خود هماهنگ شوند .کسانی که مرزبندی قاطعی دارند، میدانند که غیر ممکن است که دو نفر همیشه و ۱۰۰ درصد نیازهای یکدیگر را برطرف کنند .کسانی که مرزبندی صریحی دارند میدانند که ممکن است گاهی موجب رنجش کسی شوند اما در نهایت نمیتوانند احساسات دیگران را تعیین کنند. این افراد میفهمند که یک رابطه سالم به معنای کنترل احساسات فرد مقابل نیست بلکه پشتیبانی از یکدیگر در رشد فردی و حل مشکلات خودشان است .مسئلهاین نیست که به هر چیزی که شریک شما اهمیت میدهد، اهمیت بدهید .موضوع این است که به شریک خود اهمیت بدهید .فارغ از اینکه او به چه چیزی اهمیت میدهد این همان عشق بی قید و شرط است.
❌️تعهد به شما آزادی میدهد .زیرا دیگر حواس شما به سمت گزینههای بیاهمیت و بیمعنی نمیرود. تعهد به شما آزادی میبخشد .زیرا توجه شما را متمرکز میسازد و آن را به سمت کار آمدترین راههایی که به خوشبختی و سلامت شما منجر میشود هدایت میکند❌️
خودتان به دنبال حقیقت بروید، من شما را آنجا ملاقات خواهم کرد.
۹۸/۹/۱۱

وبلاگ نِت بوک
درود بر شما،لذت بردم از این همه هایلایت های خوب و پرمغز