» این جا همه چیز خوب است اثر نفس سلیمانی
از توی کیفش کتابی را بیرون آورد و شروع به خواندن کرد:
تنها راهنمای راستین انسان قلب اوست
زمان زیادی را با الگو قرار دادن این جمله زندگی کرده بود،اما حالا مدت زیادی می شد که انگار میترسید به قلبش گوش بدهد.نگاهش را از کتاب گرفت و به کودکان ساحل دوخت .همیشه شیطنت و شادی نابشان اورا شگفت زده میکرد؛دوست داشت مثل آنها بتواند بی هراس گریه کند،ساده ببخشد و از نو شادی کند.
لبخند روی لبهایش نشست .سفارشاتش را اوردند تشکر کرد ،گارسون انها را روی میز گذاشت و دور شد .
قطعه ای از باخ فضا را پر کرد .ناگهان حس کرد کسی از دور نگاهش میکند اما بی توجه به خواندن کتاب ادامه داد.
در تاریک ترین لحظات،باید تمرکز کنیم تا بتوانیم روشنایی را پیدا کنیم.
با صدای کشیده شدن صندلی روبرو سرش را بلند کرد...
ادامه داستان رو میتونید از اینجا بخوانید:
https://docs.google.com/uc?export=download&id=1avl-oseRkvb0o8xhp9JbfaJItuD_D-wX
در صورتی که باز نشد ، لینک را کپی و در مرورگر خود جایگذاری (Paste) کنید.

وبلاگ نِت بوک
خیلی آموزنده و زیبا ????????????